گفتار دوازدهم جنگ در تبريز چگونه آغاز يافت ؟ . .
در اين گفتار سخن رانده مىشود از جنگهاى تبريز ، از آغاز آن تا هنگاميكه عين الدوله به آنجا رسيد و از ديگر رخدادهاى آن زمان .
آغاز جنگ و بهم خوردن انجمن
چنان كه ديديم محمد على ميرزا براى تبريز نيز نقشه كشيده و به كار بستن آن را بدست ملايان و سركردگان آذربايجانى داده بود . از آنرو در اينجا نيز دولتيان و آزاديخواهان در برابر يكديگر مىايستادند . روز سهشنبه دوم تيرماه ( 23 جمادى الاولى ) كه در تهران بمباران رخداد ، در اينجا نيز دولتيان جنگ آغاز كرده بسر مجاهدان تاختند . همانا آنان با تهران راه ميداشتند و از پيشامدهاى آنجا آگاه ميشدند ، و اين بود در هر دو شهر در يكروز بجنگ پرداختند . از تلگرافهايى كه در دست ميداريم يكى آنست كه محمد - عليميرزا بميرهاشم فرستاده و از چيرگى خود مژده داده ، و ما آن را در پايين مىآوريم :
« جناب مستطاب شريعتمدار آقا ميرهاشم آقا سلمه اللّه تعالى با كمال قدرت فتح كردم » « مفسدين را تمام گرفتار كرده سيد عبد اللّه را بكربلا فرستادم سيد محمد را بخراسان » « ملك المتكلمين و ميرزا جهانگير را سياست كردم مفسدين تماما محبوس شما هم با كمال » « قدرت مشغول رفع مفسدين باشيد و از من هم هر نوع تقويت بخواهيد حاضرم منتظر » « جواب هستم جنابان حجج الاسلام سلمهم اللّه را احوال پرسم همين تلگراف را بايشان » « نشان دهيد . محمد عليشاه قاجار »
اين تلگراف روز دوم يا سوم بمباران فرستاده شده ، و پيداست كه پيش از آن تلگرافهايى در ميانه مىآمده و مىرفته
اگر بنقشه تبريز نگاه كنيم مهرانرود كه از ميان شهر ميگذرد كويهاى دوچى و سرخاب و ششكلان و باغميشه در شمال آن نهاده . همه اين كويها هوادار خودكامگى و در دست دولتيان ميبود . از كويهاى شمال رودخانه تنها امير خيز هواخواه مشروطه ميبود كه اگر آن را بكنار مىگزارديمى بستر رودخانه خط مرزى ميانهء دولتيان و آزاديخواهان بشمار مىرفت ، و اينست بيشتر جنگها و خونريزيها در نزديكيهاى اين رودخانه رخ داده است .
همان روز نخست نيز كه دولتيان بجنگ پرداختند منارههاى سيد حمزه و صاحب الامر « 1 »
هامش
( 1 ) سيد حمزه بارگاهى و صاحب الامر مسجديست كه هردو منارههاى بلند ميدارند