كشت و نتوانستند كشنده را دستگير كنند .
پس از چند دقيقه دو تن را به خانه فرمانده تيپ آوردند . سه قزاق طنابى را كه به گردن و دست ايشان بسته بود سخت نگاهداشته و قزاق چهارمى دو قبضه تفنگ شكارى در دست ميداشت . ايندو تن را در خيابان چراغ گاز تفنگ بدست گرفته بودند . در قطار فشنگ ديگر فشنگ نداشته ولى تفنگهاى ايشان هنوز گرم ميبود . فرمانده تيپ گفت :
به خدا سوگند خوريد كه اشتباه نكردهايد . قزاقان گفتند سوگند ميخوريم كه اين دو تن پ 199 سه تن از مجاهدان تبريز آنكه در ميانه ايستاده ميرزا على اكبر خان ( اكنون آقاى عطائى ) است
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 642
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٤٢