مشت يا قنداق تفنگ مىنواخت و آن يكى فرصت نداده از آنرو مشت يا سيلى ميخوابانيد .
ميديدم سر لخت آقا سيد عبد اللّه در هوا اينور ميرفت آنور ميگرديد . در همه اين آسيبها تنها سخنى كه از زبان اينان بيرون مىآمد جمله « لا إله الا اللّه » بود . بويژه بهبهانى كه پ 200 اين پيكره نشان ميدهد ستار خان را با باقر خان و ميرهاشم خان و ديگران ( اين پيكره در ميانههاى جنگهاى تبريز برداشته شده )
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 645
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٤٥