« از سه قوه قانونيه اجرائيه قضائيه قانون اساسى را در نهايت رغبت و حرمت پذيرفته » « و ممضى داشتيم كه در تحت قاعده مقرره اصل بيست و هشتم اين سه قوه منفصلا از هم » « در نتيجه واحده نظم ملك و ملت جارى و سارى باشد يعنى به تصريح قانون اساسى » « جريان امور را از همان سه مجرى مترصد و ترقيات مملكت و نجات ملت خود را از آن » « راه منتظر شديم و در اين مدت آنچه را قانون مصرح بود متابعت نموده حتى مسئوليت » « را به حكم قانون از ذمه خود خارج دانسته و در كلى و جزئى هرچه از طرف هيئت معبوثه » « باسم ملت صحيح يا سقيم پيش آمد اعتراض نداشته نهايت همراهى را با مستدعيات » « مليه در پيش وجدان خود باقتضاى تكليف مقرره به عمل آورده منتظر حصول » « نتيجه بوديم » .
« چون بنا بمتابعت قانون اساسى و از روى حلم و بردبارى كه خلاق عالميان » « در وجود ما وديعه قرار داده هر قدر اصلاح امور و رفع انقلابات مملكتى را از قواى » « ثلثه مترصد شده نتيجه جز به عكس نديديم بلكه در هر مسئله كه پيش آمد نقض » « قانون اساسى مكاشفه و بىپروا از طرف هيئت مبعوثه و ملت بيعلم مشهود افتاده » « و بر خلاف تمام قوانين عالم بتحريك جهال كم ظرف باغواى مفسدين پرمايه ( ؟ ) باستظهار » « انجمنها هر مطلب مختصرى را وسيله هيجان عمومى قرار داده در مدارس شهر و » « گاهى در محوطه خود مجلس تشهير سلاح كرده مرتكب هزار گونه حركات بيقاعده » « شدند و به همين جهة شيرازه نظام مملكت را چنان از هم گسيخته كردند كه اداره نمودن » « آن باشكالات و زحمات بىاندازه برخورده است از جمله يكى از تكاليف واجبه » « دار الشورى كه مقدم و الزام تكاليف مىباشد وضع قانون قضائيه كه عبارت از عدليه » « باشد بود تا به اين درجه هركس بخيالات شخصيه و اغراض نفسانيه رفتار ننمايد به كلى » « از اين تكليف اصليه تقاعد شده و هنوز اداره عدليه قائم نگرديده است و به همين علت » « با وجود مشروطيت جان و مال و ناموس و شرف عموم در مخاطره و فرياد و اعدالتاه » « به ثريا ميرسد و بواسطه مداخله هركس در اجرائيات براى احدى امنيت باقى نمانده » « در صورتى قانون بعدم مسئوليت و تقديس شخص سلطان تصريح مىكند با مسئوليت هيئت » « مجريه كه عبارت باشد از دولت و مجلس شورا كه جز وضع قوانين لازمه و نظارت امور » « تكليفى ندارد در هر امرى شخص سلطان را طرف قرار داده و در امورات شخصيه » « مداخله نموده مواد چندى از قانون را در اين مورد نقض كردند به حكم قانون اساسى » « قوه اجرائيه و انتخاب وزراء كه بسلطنت مفوض است هركس را ما خواستيم مصدر شغل » « و امرى نسبت بدقايق مقتضيات وقت و صلاح جريان نظم امور با رعايت روابط دول » « خارجه قرار بدهيم بخلاف قانون و با هزار وسايل بعضى اقدامات غير مقتضيه كردند » « كه حاجت تذكار نبوده بلكه حلم و حشمت سلطنت مانع از تصريح و تشريح كيفيات آنست » « و بخلاف اصل هشتم و نهم در چند مورد رفتار شده و به تبعيض عمل گرديده قانون »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 620
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦٢٠