پاسخ لايحه مجلس از شاه
لايحهاى را كه مجلس براى شاه فرستاد و شاه بايستى پاسخى دهد ، گويا در روزهاى آخر بود كه پاسخ فرستاده شد . در روزنامه - ها كه چگونگى مجلس و كارهاى آن را تا روز سىام خرداد ( 20 جمادى الاولى ) نوشتهاند ، ما يادى از اين پاسخ نمىبينيم ، و پيداست كه پس از آن فرستاده شده . برخى « 1 » مىگويند : پاسخ را سياهه كردهاند ولى فرصت فرستادن نيافتهاند . هرچه هست چون نسخه آن پاسخ اكنون در دسترس است « 2 » ما آن را در پايين مىآوريم :
« السلطان بن السلطان بن السلطان بن السلطان بن السلطان بن السلطان » « محمد على شاه قاجار 1326 »
« بمجلس شوراى ملى لايحه مشتمله بر مكنونات خاطر وكلاى ملى از پيشگاه » « همايونى گذشته با اينكه تمام مردم ايران ودايعى است كه پروردگار عالم بحكمت بالغه حفظ » « و حراست و آسايش و امنيت قاطبه آنانرا بر عهده مكلفه ما واگذار فرموده و هيچگاه مقصد » « نيت ما جز رفاه حال و آسايش عموم اهالى نبوده و مقصود همان نكتهء واحده بروز محبت » « متحده و تكميل تربيت عامه است ولى جواب بعضى از مطالب اظهاريه را لزوما مقرر » « و هيئت دار الشورى را ملتفت ميفرماييم كه در چندين جا از حدود معينه تجاوز شده است » « اولا عزت و ذلت هر قوم و ملت و بقا و فناى هر دولت و سلطنتى به نص آيات كريمه منحصر » « است به مشيت و حكمت خلاق عالميان جلت عظمة كه دست قدرت و احاطه تصورات » « بشريه از پيرايه اين نكته كوتاه بوده و خواهد بود پس نهايت كراهت دارد كه بدون » « رعايت حشمت سلطنت از مسلك نگارش و قاعده بيان عدول كرده متذكر چنين عبارتى » « بشوند ( امنيت و استقلال منتهى بمويى بوده ) و حال آنكه علاوه بر اينكه در مقابل زحمات » « و ضرب شمشير نياكان سلطنت ايران را ارث محقق و حق مسلم نفس نفيس خود ميدانيم » « تا موقعى كه مشيت خلاق احديت بمقتضاى آيه كريمه :
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ » « مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .
علاقه » « گرفته رشتهء انتظام آسايش اين ملت در كف كفايت شخص همايون ما باشد استقلال » « و ثبات سلطنت و محافظت قوم و ملت خود را از همان قوة و به همان اراده ازليه مستدام » « و بيزوال ميدانيم و به همين ملاحظه عطوفت پدرانه بود كه محض تكميل اشاعه عدل و » « داد و فراهم شدن موجبات رفاه و ترقيات ملى و استخلاص از ذلالت جهل و نادانى آراء » « عموم را راضى شديم كه در كليه امور مداخله داده شود بدينجهة از روى نهايت جود » « و سخا سلطنت خود و دولت ايران را به تمام دول عالم در عداد دولت ( كنستى توسيون ) » « اعلان فرموده و براى تحديد حدود جريان امور مملكتى و نظام جمهور كه عبارت است »
هامش
( 1 ) اعتصام الملك كه رييس كتابخانه مجلس مىبود و چند سال پيش درگذشت .
( 2 ) اين نسخه در كتابخانه مجلس است و ما از روى نسخهاى كه حاجى محمد آقا نخجوانى برداشته بودند و فرستادهاند در اينجا مىآوريم .