سپس تلگراف آشكارترى فرستاده ياد شاه و بدخواهيهاى او را كردند . همچنين بتلگراف انجمن تبريز و ديگر تلگرافها با چنين « فتواهايى » پاسخ دادند . اگرچه اين تلگرافها در روزنامهها بچاپ نرسيد ، ولى آزاديخواهان در تبريز و تهران آنها را ميان مردم پراكندند . اين بود محمد عليميرزا به بيم افتاده ترسيد « فتواهايى » بدتر از اينها داده شود و روز بيست و هشتم خرداد ( 18 جمادى الاولى ) تلگراف درازى بعلماى نجف فرستاد كه در پايين كوتاه شده او را « 1 » مىآوريم :
« از قراريكه بعرض رسيده در اينموقع كه براى جلوگيرى اشرار و ايجاد امنيت » « داخله پاره اقدامات كرديم مفسدين فرصت را از دست نداده . . . با نقل پاره عنوانات » « از آن طرف در مزاج عوام القاء بعض شبهات مىنمايند . . . در هنگام ارتحال پدر » « تاجدارم . . . قانون اساسى كه علامت مشروطيت دولت بوده از صحه شاهنشاه مغفور » « نگذشته بلكه بواسطه بعض عوايق نميگذشت . . . من چون مخصوصا ترقى دولت و » « حضانت ( ؟ ) ملت را در ايجاد و استقرار مشروطيت ميدانم خودم بنفسه متصدى اين امر » « شده . . . قانون اساسى را در حالتى كه پدر تاجدارم را رمق و قدرتى باقى نبود قلم را » « در دستش گزارده بعد از آن هم از ساعتى كه بتخت سلطنت جلوس كردم تمام هم خود » « را در استقرار اساس مشروطيت مصروف و با آن قدرتيكه در قوه داشتم و اسباب فراهم » « بود از پيشرفت اين اساس قصور نورزيدم تا مشروطيت دولت كه آزادى ملت است » « قرار يافت و مستحكم شد . ليكن متأسفانه اين آزادى را كه از لوازم استقرار » « مشروطيت بود جمعى مفسدين وسيله پيشرفت اغراض باطنيه و خيالات فاسده خود كه » « مباين و منافى اساس شرع مقدس اسلام بوده قرار داده در ذهن عوام نوع ديگر » « رسوخ دادند . خلاصه وقتى كه در متمم قانون اساسى ديدند مذهب رسمى اهالى » « ايران مذهب مقدس جعفرى . . . است و ديگر آزادى مذهب براى آنها غير ممكن » « خواهد بود . . . انجمن بابيه تشكيل داده گفتگوى آزادى طايفه بميان آوردند . . . چنان كه » « پاره از اعمال آنها مستحضر شدهايد . . . حسب وظيفه شخصى لازم دانستم كه بيش از اين » « تحمل و سكوت را جايز ندانم . . . و چون ميدانم كه براى حفظ حدود ( ؟ ) و مغلطه » « كردن بر خاطرهاى محترمه پاره اشتباهكارى خواهند كرد . . . لهذا يادآور ميشوم كه » « مشروطيت دولت را من خودم با كمال ميل و رغبت امضا كرده و در استقرار اين اساس » « و حفظ و حمايت مجلس شوراى ملى با تمام جد خواهم كوشيد انشاء اللّه تعالى از بركت » « توجهات مخصوصه و ادعيه خالصه جنابان مستطابان عالى اميدوارم در هر نوع ترقى و » « سعادت دولت و ملت خودم موفق گردم و از باطن آن ذوات مقدسه همه نوع استمداد جويم . » « 18 جمادى الاولى 1326 محمد عليشاه قاجار »
هامش
( 1 ) نسخهاى از اين تلگراف كه در دست ماست غلطهاى بسيارى ميدارد و اينست همه آن را نياوردهايم .