شده عنقريب تمام مىشود . قاطرچيان و اشرار و اوباش هم پس از ته كشيدن پول متفرق خواهند شد » . صور اسرافيل در گفتارى كه گويا از خامه خود ميرزا جهانگير خان باشد قزاقان ايران را بحلالزادگى و پدر و مادردارى ستوده از چنان كسانى دور مىشمارد كه « گلوله به سينه سادات بنى فاطمه و علماى واجب الاطاعه خود » زنند و « براى ماهى شش تومان بدبختى آن جهانى و آتش قهر و غضب الهى را براى خود آماده نمايند » . سپس بقزاقان مىگويد : اگر شما سنگدلى نموده سينههاى ما را آماج گلولههاى خود گردانيد « ما هم از اين جانبازى و فداكارى عارى نداريم و هيچوقت نمىگوييم كه چرا ما مغلوب مستبدين و بىدينها شديم چرا كه برادران آذربايجانى و گيلانى و فارسى و اصفهانى ما در راهند و عنقريب خواهند رسيد . ما ميخواهيم با بدنهاى خود زير سم اسبهاى آنها را نرم و مفروش كرده و زمين تهرانرا براى تشريفات مقدم اين ميهمانهاى تازه رسيده از خون گلوى خود زينت دهيم و به آن برادرهاى مهربان بگوييم و افتخار كنيم كه ماييم پيش صفان شهداى راه آزادى ، ماييم اولين حاميان دين اسلام و ماييم اشخاصى كه بمقدم ميهمانان گرامى خود جان قربان مىكنيم و ماحضر هستى را بر طبق اخلاص مىنهيم » .
يك مردانگى بجايى از علماى نجف
در اين روزها يكمردانگى بسيار بجايى از سه تن علماى نجف سرزد .
چگونگى آنكه مشروطهخواهان در ميان كوششهاى خود يكى هم بنجف تلگراف فرستاده از آخوند خراسانى و حاجى تهرانى و حاجى شيخ مازندرانى ياورى مىطلبيدند . چنان كه ديديم يك تلگراف انجمن ايالتى آذربايجان فرستاد . انجمنهاى تهران و رشت و ديگر جاها نيز پيروى مىنمودند .
دو سيد با شادروان افجهاى نيز تلگراف پايين را فرستادند :
« چند روز است اعليحضرت بدون بهانه با هيئت موحشه در خارج دروازه تشكيل » « اردو چند نفر از امرا را بعد از دو سه روز حبس تبعيد ملت در كمال استيحاش و خوف » « قتل نفوس فوقالعاده ولايات ايران تعطيل عمومى اقدامات مجدانه سريع النتايج » « فورا لازم است داعى عبد اللّه الموسوى البهبهانى الراجى جمال الدين الحسينى محمد بن » « صادق الطباطبايى »
در نجف علماى سهگانه بتكان آمدند . ولى چكار توانستندى جز آنكه « فتوا » به يارى مجلس دهند . بسه سيد پاسخ پايين را فرستادند :
« تلگراف موحش موجب ملامت فوقالعاده گرديد . با اقدامات غير مترقبه آنچه » « متوقف عليه حفظ اسلام و مسلمين است معمول فرماييد عموم مسلمين اطاعت نموده نتيجه » « را سريعا اطلاع محمد حسين محمد كاظم عبد اللّه المازندرانى »
نيز تلگراف پايين را فرستادند :
« تهران توسط آقايان حجج الاسلام بهبهانى و طباطبايى و افجهاى دامت بركاتهم »