« مجلس بسرباز و عوام ناس كه غارت كنند . »
« نهم - گرفتار كردن رؤساى مشروطهخواهان و وكلا و طرفداران مجلس را » « و بدار زدن و نفى كردن آنها نظر باهميت موقع و شخصى ايشان . »
« دهم - بجهة آسوده كردن خيال جمهور و دول اروپ اعلان كردن كه مجلس دوباره » « باز خواهد شد . »
« شاه موافقت خود را به اين ترتيبات بيان كرد . و گفت بهتر است كه سرباز و سوار » « ايرانى هم در اين كار اشتراك بكنند ولى بنده بملاحظه اينكه اينوقت براى بريكاد قزاق » « بهترين اوقات است كه وظيفهء حقيقى خود را از پيش برده و رسوخ كامله خود را در حيات » « سياسى دولت ايران محكم و اجراى خيالات آينده را آسانتر كند قطعا و مصرا رد كردم . » « اما در خصوص مداخله شخصى و فعلى بنده در روز بومباردمان ( توپ بستن ) سفير راضى » « نميشد و ميترسيد كه دول سايره اعتراض كنند ولى بنده امر جناب جلالتمآب عالى » « را در نظر داشتم و بملاحظه اينكه كار را بدست افسرهاى ايرانى ندهم ( اگرچه افسرهاى » « ايرانى قزاقخانه صداقت خالصانه بروسيه دارند ولى هرچه باشد باز هم ايرانيند ممكن » « است كه در موقع اجراى كار حسيات ملى آنها را مانع شده و كار را به كلى خراب كنند ) » « بمداخله شخصى و فعلى خود قرار دادم من جناب جلالتمآب عالى را امنيت كامله مىدهم » « كه در بريكاد قزاقخانه كه در دست بنده است افسر و غيرافسر انتظام و صداقت مخصوص » « به جهت كار دارند » .
« در صورتى كه مانعى از خارج ظهور نكند موفقيت كار را مسئولم منتظر اوامر » « عالى - 31 مه ( روسى ) كولونل . و . لياخوف »
خواستن محمد عليميرزا هشت تن را
مجلسيان كه انجمنها را پراكنده گردانيدند اميد مىبستند كه محمد عليميرزا از خشم و تندى كاسته نرمرويى خواهد نمود . ليكن او بگستاخى افزوده فرداى آن روز بيرون كردن هشت تنى از سران آزادى را خواستار گرديد . خواستش بيرون كردن آنها از ايران و يا سپردن بدست او ميبود از آن هشت تن يكى ميرزا جهانگير خان مدير صور اسرافيل ، ديگرى سيد محمد رضاى شيرازى مدير مساوات ، ديگرى ملك المتكلمين ، و ديگرى سيد جمال واعظ ، ديگرى بهاء الواعظين ، ديگرى ميرزا داود خان بود . اما دو تن ديگر را نشناختهايم .
در روزنامه صور اسرافيل هميشه سخنان تندى نوشته ميشد و از شاه و درباريان نزديك بدگويى فراوان ميرفت . اين روزنامه از شاپشال نكوهش دريغ نگفته او را « جهود » ميخواند . اين بدگوييها بيشترش از آن ميرزا على اكبر خان دهخدا ميبود . ولى چون يكى از دو تن دارنده روزنامه ميرزا جهانگير خان ميبود گناهها همه به گردن او مىافتاد ، و خواهيم ديد كه جوان غيرتمند قربانى اين راه گرديد .