تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
« كه جناب جلالتمآب عالى داده‌ايد موقع و حدود قوت بنده كاملا معلوم است ولى باز » « جسارت كرده و استدعا ميكنم كه حدودات مداخله بنده را در اين كار كه در دست دارم غير از » « خدمات سرى كه در موقع خواهم كرد معين فرماييد . وقتى كه ترتيبات كار را معين » « كرده‌ايم از طرف سفير و شاه تصديق شد صورت او را بدون تأخير بجناب جلالتمآب » « عالى ميفرستم . منتظر اوامر عالى . كولونل و . لياخوف . طهران - 27 مه ( روسى ) » « نهم ژون فرنگى 1908 »

محرمانه راپورت نمره 60

« جناب جلالتمآبا ترتيباتى را كه از طرف بنده و ترجمان اول سفارت معين شده » « بود سفير بعد از آنكه اجمالا با پترسبورغ مخابره كرد و از پترسبورغ هم با تبديلات » « خيلى مختصر تقريبا بدون اينكه اعتراضى بكنند صلاح ديده قبول كردند اما شاه مانند » « يك ايرانى بسيار تردد كرد ميترسيد از اينكه خونريزى خواهد شد بنا كرد بعضى » « تصورات بى جا كردن يعنى صلح و غيره چون اين را ديديم مجبور شديم كه وسيله قطعى » « و آخرى خود را به كار ببريم كه اين ترتيبات از طرف دولت روسيه قبول و بهترين ترتيبات » « براى حال حاضر ملاحظه شده است اگر شما قبول نكنيد دولت روسيه ديگر بهيچوجه » « از شما حمايت نخواهد كرد و هرچه هم بعد از اين بشما واقع بشود خود را » « مسئول نخواهد دانست وسيله قطعى ما بسيار مهم و مسئله مؤثر بود شاه بالطبع بدون » « تأخير قبول كرد و آزادى كامل نيز بجهة اجرا و اتمام كار داد اساسى اين ترتيبات » « بقرار ذيل است : » « اول - با پولى كه از طرف سفارت و شاه داده خواهد شد رشوت دادن بوكلاى » « مهم مجلس و وزرا كه در جلسه آخرى ترتيبى را كه بايشان داده خواهد شد قبول » « و بر وفقش عمل كنند . » « دوم - تا دقيقه آخر يعنى حاضر شدن كليه ترتيبات بطور دوستانه با مجلس » « رفتار نمودن و چنين وانمود كردن كه شاه با مجلس صلح كند و همچنين داخل مكالمه » « صلح شدن شاه با مجلس . » « سيم - سعى كردن با رشوت يا وسايل ديگر بجهة خارج كردن مردمان مسلح » « از مجلس و مسجد و انجمنهاى نزديك . » « چهارم - اقدامات كردن كه رؤساى انجمنها را با رشوت و غيره با خود » « طرفدار نموده تا در روز موعود اعضاى انجمن خود را نگاهداشته و نگذارند » « بيرون بروند . » « پنجم - يك روز پيش يا در روز اجراى كار فرستادن قزاقها با تبديل قيافت به مجلس » « و مسجد تا از آنجا به هوا شليك نموده و هم بهانه براى هجوم و خراب كردن مجلس بدست »