تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
چون براون و يكدسته از مردان سياسى انگليسى ، بآخشيج رفتار دولت خودشان ، از آزادى ايران هوادارى نموده به اين رفتار روس در ايران خرده‌گيرى مينمودند ، آنها را دستاويز خوبى براى خود دانسته بيدرنگ پراكنده گردانيده‌اند . سپس براون هر دو از روسى و انگليسى آنها را در كتاب خود « شورش ايران » بچاپ رسانيده . نيز شيخ حسن نامى از تبريزيان در كيمبريج آنها را به فارسى ترجمه كرده و بروزنامه شمس در استانبول فرستاده كه روزنامه‌هاى ديگر فارسى از آن گرفته‌اند . سپس نيز يكتن از آزاديخواهان روس بنام « م . پاولويچ س . ايرانسكى » نسخه روسى آنها را در يك روزنامه نهانى روس پراكنده گردانيده ، و در نتيجهء اين دولت روس ناگزير گرديده كه آنها را دروغ و ساخته بشناساند . ولى پيداست كه اين جز از راه ناچارى نبوده . هرچه هست ما هر چهار راپورت را در چند زبان در دست مىداريم و فارسى آنها را از روى ترجمه شيخ حسن خواهيم آورد . در اينجا دو تا از آنها را مىآوريم :

محرمانه راپورت نمره 59

« جناب جلالتمآبا در بيست و ششم مه روسى ( هشتم ژون فرنگى ) اعليحضرت شاه » « مرا با ترجمان اول سفارت بباغ شاه دعوت كرد و با تقريرات دوستانه موافقت خود » « را به تكليف سابق ، كه پيش جنابعالى عرض كرده‌ام به شرط تدبيرى كه تخليص گريبان » « از اعتراض دول اروپا بجهة تبديل كردن حكومت مشروطه باستبداد قديمى ممكن » « باشد بيان كرد و منضما بموافقت خود گفت كه خواهشش اينست كه هر قدر ممكن است » « خونريزى كمتر باشد ولى من به اين خواهش او جسارت كرده در جواب گفتم كه خونريزى » « در اين جنگ مجبورى و ضروريست . چون از باغشاه برگشتيم من و ترجمان مذكور » « همانشب در سفارت ترتيبى بجهة معامله آينده با آشيانه دزدان كه در اين شهر با » « طنطنه عظيم مجلس ناميده مىشود معين نموديم در اين ترتيب كه يك اساسى است از » « براى اجراى كارهاى آتيه اول قرارى كه داده شد اين بود كه تا دم آخر بايد مجلس » « و طرفداران او را به كلى غافل كرده و بسفارت نيز نبايد گذاشت خبرى معلوم شود تا » « يك دفعه كار را بمخالفت كشانده و باستعمال قوه مرتبه عسكريه آشيانه دزدان و رشوه » « خواران را خراب و حاميانش را كه مقاومت و ممانعت كنند بكشيم و آنها را هم كه زنده » « ماندند در عدليه محكوم و با جزاهاى بسيار سخت مجازات دهيم چون حال تمام مأمورين » « و شاه در دست است كه هميشه در هر كارى اعم از اينكه خوب باشد يا بد مسامحه و » « عيب‌جويى كرده و به اين جهت تمام كارها را ناتمام ميگذارند لازم ديديم كه بعد از آنكه » « ترتيباتى كه معين كرديم قبول شد از طرف شاه به خود من آزادى تامه در اجراى كار » « داده شود چنانچه مجبور نباشد كه امر احدى را در اين كار قبول كرده باشم و لو » « از هركه صادر شده باشد تا اينكه كار به كلى تمام شود اگرچه از اوامر سابق و تعليماتى »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 590 | احمد كسروى تبريزى