اين كار ، توده آزاديخواهان را سرافكنده و نوميد ، و دشمنان را بسرزنش و نكوهش دلير گردانيد . همانشب يوزباشى مهدى كه از پيشگامان آزادى بوده ، و در زمان سروزيرى عين الدوله آسيب و گزند سخنى از دست دولتيان كشيده بود ، « 1 » از بس ترس و نوميدى ، ترياك خورده خود را كشت ، و نخستين قربانى دورنگى نمايندگان او بود .
اين پراكندن مردم جز از راه درماندگى نبود . مجلس را در اينهنگام سر كلافه را گم كرده نميدانست چه كند . ولى نمايندگان شكستى به خود راه نداده آن را يك شاهكار سياسى وانمودند : « ملت را آنارشيست قلم داده بودند ميخواستند ميان ملل متمدنه بدنام سازند . حال ديگر نميتوانند كارى كنند . ملت مظلوميت خود را بعالم اثبات نمود » « 2 » پ 181 على مسيو با دو پسرش ( حاجى خان و حسن )
هامش
( 1 ) داستان او در صفحههاى 89 و 90 بخش يكم خوانده شود .
( 2 ) جملههايست كه تقيزاده گفته است .