تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
چه باشد كه با بيست هزار سپاه و شش توپ تا نيم فرسنگى شهر آمده‌ام . اگر تا شش ساعت ديگر از شهر بيرون نروى بيدرنگ جنگ آغاز خواهيم كرد . از اين پاسخ فرمانفرما را تاب ايستادگى نمانده شهر را رها كرد و بمياندواب بازگشت . بدينسان يكداستان ننگ‌آلودى رخ داد . عثمانيان به شهر درآمده استوار نشستند ، و اين شگفت كه باز مىگفتند ، ما به خاك ايران نگذشته‌ايم . محمد على ميرزا و وزيرانش نيز مىگفتند : عثمانيان هنوز آگهى جنگى نفرستاده‌اند . فرمانفرما در مياندواب نشسته سپاه گرد ميآورد . در اين هنگام از حاجى محمد - رضا نامى از بازرگانان كاشان كارى رخداد كه بايد نامش در تاريخ بماند ، و آن اينكه از عراق پانصد تومان پول براى فرمانفرما فرستاد كه در راه جنگ به كار برد ، فرمانفرما پول را پذيرفته با تلگراف سپاس گزارد . از آنسوى چنان كه گفتيم در اين كشاكش با عثمانى دولتهاى روس و انگليس و آلمان نيز دلبستگى مىنمودند ، و گذشته از اين لشكركشيها و كوششها گفتگوهايى نيز در تهران و استانبول كرده مىشد . نيز كميسيونى در نزديكيهاى مرز برپا و گفتگو از خط مرز مىرفت . عثمانيان اگر برخى از خاك ايران را از آن خود ميشماردند ساوجبلاغ از آن جمله نتوانستى بود . از اينرو عثمانيان ناگزير مانده روز يكم اسفند ساوجبلاغ را رها كرده پس نشستند ، و كردان سركش نيز بشيوه هميشگى خود از در پشيمانى درآمده بار ديگر بايران بستگى و فرمانبردارى نمودند ، شگفت‌تر از همه آنكه چون اين آگاهى به تهران رسيد محمد على ميرزا دستاويزى براى شيرينكارى پيدا كرده « دستخط » پايين را بمجلس فرستاد : « احتشام السلطنه تلگرافى الآن مبنى بر حركت فريق از ساوجبلاغ رسيد چون » « براى دولت و ملت مژده بود فرستادم ملاحظه نماييد و فردا در مجلس علنى قرائت » « نماييد كه ملت بدانند من آرام و راحت خود را حرام كرده در مراجعت فريق و در اين » « پشيمانى طوايف ياغى بدون خونريزى چقدرها اقدامات و زحمات را كشيده‌ام اميدوارم » « با همراهى و اتحاد معنوى مجلس مقدس با دولت همه كارها اصلاح شود شهر محرم - » « الحرام 1326 » بدينسان بيك كار ناكرده مىنازيد . در حالى كه همانروزها كردان در پيرامون - هاى ارومى تباهكارى بىاندازه مىنمودند و پياپى تلگرافهاى ناله از مردم ميرسيد . همچنين نايب حسين كاشانى و پسرانش در كاشان در ستمگرى به چيزى دريغ نمىگفتند و آواز مردم بدادخواهى بلند مىبود - از آنسوى عثمانيان با آنكه ساوجبلاغ را رها كردند از خاك ايران بيرون نرفتند و از كميسيون و كوششهايش نيز نتيجه‌اى به دست نيامد .
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 541 | احمد كسروى تبريزى