تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥
حاجى ملك المتكلمين و سيد جمال نطقها كردند . شاعران شعرهايى خواندند . بهاء الواعظين شعرهايى خواند كه چند بيت آن را برگزيده در پايين مينويسيم .
اى مزار محترم هرچند بزم ماتمى * ليك ازين نوگل كه خفت اندر تو شاد و خرمى جاى دارد در تو آنكو عالمى را زنده كرد * عيسيت خوابيده در دامن تو مانا مريمى اى جهان غيرت اى عباس آقا كز شرف * زخم قلب ملك و ملت را تو شافى مرهمى پ 142 علاء الملك ترك ايرانى نژاد اى آنكه همچون تهمتن * معلى فر فريدون محيى جاه جمى گفت تاريخ عزايش را بزارى خاورى * كرد از شش لول احيا عالمى را آدمى
در اينهنگام دنباله قانون اساسى نيز در مجلس بپايان رسيد . يك قانون كه آنهمه كشاكش بر سرش رفته ، و آنهمه اميدها به آن بسته مىبود انجام يافت و روز پانزدهم مهر