تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
شده به خانه حاجى شيخ فضل اللّه فرود آمدند . باز باندرز و خواهش پرداخته چنين خواستند كه حاج شيخ را ببازگشتن بتهران خرسند گردانند . ولى از گفتگو نتيجه بدست نيامد و ناگزير شدند بتهران بازگردند . فردا پنجشنبه باز در مجلس سخن بميان آمد . نمايندگان بكاريكه انجمنها ميخواستند كرد خرسندى نداده و پس از گفتگوى بسيار بر آن شدند كه كسانى را از نمايندگان ببازار فرستاده بازاريان را از انديشه نگشادن بازار بازگردانند ، و نيز نامه‌هايى بانجمنها نوشته از آنان درخواست آرامش و خاموشى كنند . بدينسان از يك آشوبى كه بيگمان بخونريزى انجاميدى جلو گرفتند . فردا آدينه گروهى در مدرسه صدر گرد آمده و شور و خروشى نمودند . ولى چون مجلس درخواست آرامش كرده بود سردستگان بجلوگيرى كوشيدند . در همان روزها مجلس تلگراف پايين را بشهرها فرستاد : « خدمت آقايان حجج الاسلام و علماى اعلام و عموم كارآگاهان ملت زيدت توفيقاتهم » « حاجى شيخ فضل اللّه نورى از اول امر چون استحكام اساس مشروطيت را مخل » « منافع شخصى خود ديده و دانسته است كه با توسعه اسباب عدل و تحقيق كه از جمله » « مزاياى اين اساس عالى است طريق استفاده شخصى مسدود ميگردد و خفيه و آشكار » « گاهى بعنوان موافقت و گاهى باعلان مخالفت در اخلال اركان سعادت مملكت كوتاهى » « نداشت ولى آقايان حجج الاسلام مشيدين اين بناى رفيع و مجلس مقدس شوراى ملى » « به گمان اينكه بالاخره جناب شيخ از سير در خطوط تنگ و تاريك باطل نادم شده » « بشاهراه روشن حق و سعادت توفيق عود نمايد برفق و مماشات عمل مينمودند تا » « اينكه چندى قبل بگرفتن وجه معتدبهى سعى بليغ به عمل آورده كه حكومت سيستان » « و قاين را در حق حشمت الملك برقرار نمايد چون مجلس بملاحظات عديده حكومت » « مشار اليه را تصويب نكرد بالمره معاندت با مجلس مقدس را علنى نمود كه اهالى » « دار الخلافه از مخالفت‌هاى او بجان آمده و او هم مجبور به ترك شهر پايتخت گشته و در زاويه » « مقدسه حضرت عبد العظيم چند نفر از مفسدين و معاندين را از قبيل پسر حاجى آقا محسن » « عراقى معلوم الحال كه از مدتى بواسطهء تعديات فوق العاده‌اش در عراق تحت احضار » « و جلب بمحاكمه است دور خود جمع نموده از قرار معلوم براى اخلال توجه عمومى و اضلال » « مسلمين و القاء فتنه تلگرافات فسادانگيز بولايات مخابره نموده است اگرچه با » « توجهات خاصه آية اللّه عتبات عاليات و عموم حجج الاسلام و علماى اعلام ايران و موافقت » « تامه اكابر دين مبين و همراهى عقلاى مسلمين ظن كامل حاصل است كه اغفالات اين قسم » « عالمان بيعمل مظهر هيچ‌گونه اعتنا و اعتبارى نخواهد بود معهذا براى اينكه عوام » « بيچاره در بلاد دور و نزديك بدام تزويرات و تسويلات مغرضين نيفتند لازم آمد مجملى » « از تفاصيل حالات اين شخص بتوسط التفات حضرات عالى گوش‌زد خاص و عام گردد تا »