تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
روزنامه حبل المتين و برخى روزنامه‌هاى ديگر گفتارها درباره پيش‌آمد نوشته و از ملايان بدگويى فراوان كردند . روز يكشنبه يكم تيرماه ( 11 جمادى الاولى ) در مجلس گفتگو از پيشامد رفت . شادروان بهبهانى سخن درازى راند . طباطبايى گفت : « حال اگر صلاح ميدانيد ما به جهت اتمام حجت ميرويم به حضرت عبد العظيم ببينيم حرف آنها چيست » ولى نمايندگان خرسندى برفتن ايشان ندادند . روز سه‌شنبه سوم تير ( 13 جمادى الاولى ) كه بازارها بسته و روز سوگوارى ميبود يك هنگامه‌اى در مسجد كهن سپهسالار برخاست . چگونگى آنكه امروز پسر نقيب السادات با چند تن ديگرى به شهر آمده و در مسجد سپهسالار بزم روضه‌خوانى برپا كرده بودند و راستى آنكه ميخواستند ببهانه روضه‌خوانى مردم را بشورانند و برخى از انجمنها از خواست آنان آگاه گرديده كسانى را از سوى خود به مسجد فرستاده بودند . يك ملايى بالاى منبر رفته چنين عنوان كرد : « هركه بعلما توهين كند كافر ميگردد . . . » يكى از آزاديخواهان فرصت نداده از پايين پاسخى داد . حاجى ملا حسن نامى اسپهانى رو به او گردانيده گفت : « راست ميگويد . اين فرنگى مآبها اسلام را خراب كردند شريعت را برداشتند » . يكى از آزاديخواهان از گوشه ديگرى برخاسته گفت : « ما مطلع هستيم كه اين چه مجمعيست و شما را كه فرستاده . . . » بدينسان كشاكش و هياهو برخاست و طلبه‌ها با چماقها بدست بميان آمده بكتك‌كارى پرداختند . از آنسوى از بيرون آزاديخواهان آگاه گرديده به يارى همراهان خود شتافتند و هنگامه بزرگ گرديد . چون آگاهى بوزير داخله رسيد چند تن ژاندارم فرستاد كه هنگامه را فرونشانيده و پسر نقيب را كه آزاديخواهان دستگير كرده بودند بنام آنكه بزندان مىبريم از دست ايشان بيرون آوردند . روز سه‌شنبه دهم تير ( 20 جمادى الاولى ) چون تلگراف انجمن زنجان ( ياد آن خواهيم كرد ) رسيده بود در مجلس بار ديگر سخن از ملايان بست‌نشين بميان آمد و گفتگوى بسيار رفت . نمايندگان گله داشتند كه چرا دولت جلوگيرى از آنان نميكند و سرانجام سخن به آنجا رسيد كه گفتند « يا دولت رفع نمايد يا بملت واگزارد » . فرداى آن روز در عبد العظيم ميرزا ابراهيمخان منشى سفارت فرانسه را كه يكى از آزاديخواهان بنام شمرده ميشد و به « زيارت » رفته بود كتك زدند . اين پيش‌آمد با آن سخنى كه روز گذشته در مجلس گفته شده بود تهرانيان را بشورانيد . انجمنها دست بهم داده چنين نهادند كه روز آدينه بازارها باز نشود و همگى آزاديخواهان با هرگونه افزار جنگ در مسجد شاه گرد آيند كه از آنجا روانه عبد العظيم گرديده ملايان را بيرون گردانند و اين انديشه خود را بهمگان آگاهى دادند . دو سيد خواستند بار ديگر ميانجيگرى كنند و شب جمعه دوازدهم خرداد ( 22 جمادى - الاولى ) همراه صدر العلما و افجه‌اى و امامجمعه بىآگاهى از مجلس روانه عبد العظيم
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 378 | احمد كسروى تبريزى