در اينجا ميبايد چند چيز را يادآورى كنم :
1 ) كسانى چون خود را تاريخنويس مىپندارند مرا هم در ردهء خود ميشمارند . به آنان يادآورى ميكنم كه من تاريخنويس نيستم و در ردهء ايشان نميباشم . بسيار كسانى بيك كارى برخيزند و از ردهء كنندگان آن كار نباشند .
2 ) آنچه را كه در اين تاريخ آوردهام ، بيشتر آنها از روى آگاهيهاست كه خود ميداشتم و يا جسته بدست آوردم ، و چيزهايى را هم از كتابها ، و روزنامهها ، و يادداشتها ( كه فهرست آنها را در بخش بازپسين خواهم آورد ) برداشتهام . هرچه هست اين كتاب از روى جستجو و فهم و انديشه نوشته گرديده و درخور آن مىباشد كه از سندهاى تاريخ ايران شمرده شود . ديگران هم اگر خواهند ، از نوشتههاى اين بردارند ، و بنام كتاب ( نه بنام من ) ميان نوشتههاى خود ياد كنند . اين شيوهاى كه كسانى در ايران پيش گرفتهاند و سخنى يا كتابى را برداشته و با دستبردهايى ديگر گردانيده و بدزدى بنام خود پراكنده ميكنند شيوهء بسيار پستى است و هميشه بايد اين كسان را به پستى شناخت .
3 ) كلمهء « آقا » را تا توانيم بر سر نامها نخواهيم آورد . چه اين معنايى دربر نميدارد و نادانستهاى را دانسته نميگرداند . مردم در روبرو يكديگر را « آقا » ميخوانند و اين يك گونه پاسداريست كه باهم مينمايند ، ولى در تاريخ جايى براى چنين كارى نيست . مگر آنان كه هميشه « آقا » با نامهاشان بوده است و ما هم ناگزيريم بياوريم .
اما لقبها ، ما دوست ميداشتيم آنها را هم ياد نكنيم ولى به چند انگيزه ناچاريم :
نخست بسيار كسانى با لقب شناخته شدهاند و ما نامهاى آنان را نمىشناسيم . دوم در تلگرافها و نوشتهها كه خواهيم آورد بيشتر لقبها ياد شده و اين نيك نبودى كه تاريخ را دو گونه گردانيم ، و در آنها كه لقب آورده شده ، ما تنها نامها را ياد كنيم . سوم بايد در تاريخ كوشيد و داستانها را بدانسان كه روداده نشان داد ، و تا بتوان براستىها نزديكتر رفت ، و برداشتن لقبها با اين نكته ناسازگار بودى و داستانها را بدانسان كه بوده نشان ندادى .
ما كه بدىها و كمىهاى آنزمان را بازمينماييم يكى از آن كميها و بديها اين لقبها بوده و به هيچ راه نبايستى آنها را نشان ندهيم و ديگر گردانيم .
راست است كه لقب از ميان رفته ، ولى بايد دانست كه كلاهها و رختهاى گوناگون آن زمان هم از ميان رفته . در جاييكه ما در پيكرهها آن كلاهها و رختها را نشان ميدهيم و آن را كمكى بروشنى تاريخ مىشماريم ، انگيزه نميداشت كه از لقبها پرهيز جوييم .
دربارهء خان و ميرزا و نامهاى شهرهايى كه ديگر شده نيز اين سخن را مىگوييم و اينها را هم بدانسان كه آن روز بوده خواهيم آورد تا برسيم به آن زمانى كه اينها برداشته شده و يا ديگر گرديده . تهران بهمنماه 1319 احمد كسروى
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 6
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٦