تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
آمد و چگونه رفت ، و انگيزه ناانجام ماندنش چه بود . دانستن اين رازها آسان نمىبود ، و اگر هم كسانى بگرد آوردن داستانها پرداختندى به اين رازها كمتر پىبردندى و گيج‌وار درماندندى . 3 - شيوهء مردم سست انديشه است كه هميشه در چنين داستانى كسان توانگر و بنام و باشكوه را بديده گيرند و كارهاى بزرگ را بنام آنان خوانند ، و ديگران را كه كنندگان آن كارها بوده‌اند از ياد برند . اين شيوه در ايران رواج بسيار ميدارد ، و در همين داستان مشروطه نمونه‌هاى بسيارى از آن پديد آمد . مثلا جنبش مشروطه را در ايران آقايان طباطبايى و بهبهانى و ديگران پديد آوردند . ولى ديده شد در روزنامه‌ها و كتابها ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله را بنيادگزار آن ستودند . در جاييكه اين مشير الدوله هيچ كوششى در آن راه نكرد و بلكه خواهيم ديد كه بهمدستى محمد عليميرزا ببرداشتن آن ميكوشيده ، و تنها كارى كه او كرده اينست كه پس از برداشته شدن عين الدوله بجاى او نشسته و مظفر الدينشاه فرمان مشروطه را در زمان سروزيرى اين بيرون داده . در تاريخ بيدارى ايرانيان چاپلوسانه امير اعظم را كه هيچ كارى نكرده از سران آزادى شمرده . علاء الملك را كه از دشمنان بنام آزادى بوده ، و در زمان « خورده خود - كامگى » از سوى محمد عليميرزا به پترسبورگ رفته تا زبان روزنامه‌هاى آزاديخواه روس را كه خرده به بيدادگرىهاى لياخف ميگرفتند ببندد و امپراطور را ببازگزاردن لياخف در ايران خرسند گرداند ، در ميان مردان آزاديخواه ياد كرده و تاريخچهء زندگانيش را نوشته . ناآگاهى ايرانيان از سود و زيان ، و سستى انديشه‌هاى ايشان باندازه‌ايست كه كسان بسياريكه از وزيران و ديگران با مشروطه دورويى نموده ، و از باغشاه درآمده و در بهارستان جا گرفته‌اند ، ارزبونى انديشه بدى آنها را ندانسته و بچون و چرايى برنخاسته‌اند ، و تا ما بنويسيم آن كسان را ببدى نميشناختند . در جنبش مشروطه دو دسته پا در ميان داشته‌اند : يكى وزيران و درباريان و مردان برجسته و بنام ، و ديگرى بازاريان و كسان گمنام و بيشكوه . آن دسته كمتر يكى درستى نمودند و اين دسته كمتر يكى نادرستى نشان دادند . هرچه هست كارها را اين دسته گمنام و بيشكوه پيش بردند و تاريخ بايد بنام اينان نوشته شود . ولى چون سستى انديشه و پستى خوىها وارونهء اين را خواستار است ، در اين چندگاه بيكار ننشسته و بوارونه گردانيدن داستانها كوشيده و به روى راستيها پرده‌هايى كشيده ، و اگر نوشتن تاريخ باينان ، به اين سست‌انديشگان ، واگزار شدى بيگمان همه داستان‌ها را وارونه گردانيده و تاريخ را بنام دستهء نادرست ديگر پرداختندى . 4 - مردم ايران كه گرفتار پراكندگى انديشه‌اند ، و شما ده تن را داراى يك راه و يك انديشه نتوانيد يافت ، پيش‌آمد مشروطه زمينه ديگرى براى پراكنده‌انديشىها شده بود ،