تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
و بارها در انجمن‌ها گفتگو بميان آمده و يك رشته سخنان خام و بىپايى از كسانى شنيده ميشد . در يك جنبشى كه هزاران مردان ارجمند و پاك بكوشش برخاستند ، و هزاران جوانان جان در راه آن باختند ، بىخردانى از ناآگاهى اين را يك پيش‌آمد بسيار كوچكى وانموده و چنين ميگفتند : « چيزى بود ديگران پيش آورده بودند و خودشان هم برداشتند » اينان را چندين درد و بيچارگى هم آميخته : از يكسو ناآگاهى و نادانى ، كه از داستان جنبش و رازهاى آن چيزى نميدانند ، و از يكسو رشك و خودخواهى ، كه چشم ديدن و شنيدن نيكىهاى ديگران نميدارند ، و از يكسو دشمنى كه خودشان يا پدرانشان با جنبش آزادى نموده‌اند ، و با آنكه امروز از سود و نتيجهء مشروطه بهره مىبرند هنوز كينه از دل نزدوده‌اند . اينها دست بهم داده بچنان گفته‌هاى پست بيخردانه‌شان واميداشت ، و چون داستان جنبش نوشته شده و كسى آگاهى درستى از آن نميداشت پاسخ گفته نمىشد . 5 - چنان كه گفتيم در جنبش مشروطه كار را كسان گمنام و بيشكوه از پيش بردند ، ولى چون خواسته ميشد جنبش ناانجام بماند آنمردان غيرتمند را كنار زدند ، و تا توانستند بد رفتارى نمودند ، و زندگى را به آنان تلخ گردانيدند كه خود داستان دلسوز ديگريست ، و اين بسيار ناسزا بود كه چنان مردانى نامهايشان نيز از ميان رود و بارى در تاريخ ارجشناسى از آنان نموده نشود و راستيها بىپرده نگردد . اين كار نه به خدا خوش افتادى ، و نه باراستى پرستى و پاكدلى سازش داشتى ، و از آنسوى چه از ديده پيشرفت توده و كشور ، و چه از ديده رواج - خويهاى ستوده زيانهاى بسيار از آن پديد آمدى . 6 - بسيارى از پيش‌آمدهاى ايران در زمان جنبش آزاديخواهى ، در روزنامه‌ها و كتابهاى اروپايى نوشته شده ، ولى پيداست كه نويسندگان جز در پى سود كشور خود نبوده‌اند و برخ‌دادها رويهء ديگرى پوشانيده‌اند ، و ما اگر اين تاريخ را ننوشتيمى آنها سند گرديدى و بزيان ايران هميشه پيش رفتى . 7 - يكى از گرفتاريهاى ايرانيانست كه پيش‌آمدها را زود فراموش كنند ، و ما مىبينيم دسته‌هاى انبوهى آن زمانهاى تيره گذشته را از ياد برده‌اند ، و از آسايشى كه امروز ميدارند خشنودى نمينمايند ، و يك چيزى دربايد كه هميشه روزگار درهم و تيره گذشته را در پيش چشم اينان هويدا گرداند . از هر باره كه بينديشيم بايستى اين تاريخ نوشته شود و من خود را ناگزير ديده و به آن برخاستم و پس از رنجهاى بسيار اينك به اين نتيجه رسيده‌ايم كه يك چاپ درستى از آن بيرون دهيم ، و چون نيك مردانى « شركتى » پديد آورده و در رفت اين چاپ را در اين هنگام گرانى كاغذ و چاپخانه به گردن گرفته‌اند در اينجا من سپاس ميگزارم و در بخش بازپسين كتاب چگونگى شركت و نامهاى پديدآورندگان آن را خواهيم آورد .