« آذربايجان خصوصا مصروف اين كار است و تا تمام نشود هيچ مطلبى ديگر از جزئى و » « كلى دست نخواهيم زد البته طول مهلت كه به تصفيه قانون و تكميل حقوق ملت صرف » « شود بهتر از استعجال است كه نتيجه مضره ناقص حاصل كند و سبب تضييع حقوق ملت » « گردد ( مستشار الدوله ) ( حاجى ميرزا ابراهيم ) ( حاجى ميرزا آقا ) ( تقىزاده ) » « ( هدايت اللّه ميرزا ) »
سردستگان از اين تلگراف سخت رنجيدند و در كار خود درماندند ، و چنين خواستند كه آن را آشكار نگردانند . ليكن مردم چون دانستند تلگرافى آمده فشار آورده خوانده شدن آن را خواستند و چون از چگونگى آگاه شدند سخت برآشفتند و بهايهوى و بدگويى برخاستند .
كسانى بنمايندگان بدگمانى نموده ميگفتند : « ما ميدانستيم كه سر ده روز اين جوابها را بما خواهند داد » . يكدسته بدربار بد گفته و سخن را تا برداشتن محمد عليميرزا از پادشاهى رسانيده چنين ميگفتند : « ما قانون اساسى را كه حدود سلطنت مشروطه و حقوق ملت را مشخص و معين مينمايد ميخواهيم . و الا شريعت در جاى خود محفوظ است و همه كس تكاليف شرعيه خود را ميداند . صراحتا ميگوييم : هرگاه قانون اساسى كه در مجمع وكلاى علما و سايرين نوشته و تمام شده است امضا كرده بملت ندهند آنچه گفتنيست خواهيم گفت و مطالبه خواهيم كرد آنچه كه تا حال مطالبه نشده . . . »
بيشتر از بيست هزار تن مردم كه گرد آمده بودند ، و يكدسته چون ميرفت دسته ديگرى بجايش ميآمد ، سخنرانانى از سران مجاهدان پياپى سخن رانده اينها را به گوش مردم ميرسانيدند . چون در اينجا هرگونه جلوگيرى يا كارشكنى را درباره قانون اساسى از دربار ميشناختند و ملايان جز افزار دست اتابك و محمد عليميرزا نميدانستند ، سردستگان آماده شده بودند كه اگر قانون اساسى را بدانسان كه خواست آزاديخواهانست ، ندهند گردن بپادشاهى محمد عليميرزا نگزارند .
انجمن ناگزير شد بكاستن از شور و خروش مردم كوشد و براى آن تلگراف تند پايين را در پاسخ نمايندگان نوشت ، كه پيش از فرستادن آن را براى مردم خواندند :
« خدمت وكلاء محترم آذربايجان دامت تأييداتهم از اينكه قانون اساسى از مطابقه » « بيرون آمده و صلاحيت قبول مجلس را ندارد اشعار فرمودهايد اولا اين تلگراف جنابانعالى » « را چه براى باز كردن بازار چه به جهت موفقيت باسكات ملت ابدا نتوانستيم بملت اظهار » « نماييم ثانيا معلوم گرديد مجلس مطابقه در واقع كميسيون متضاده با مشروطيت و » « قانون اساسى بوده نه كميسيون مطابقه چنانچه اين مسئله را عموم ملت به خوبى ميداند » « و بكله اهالى فرورفته كه بعضى از اعضاء مطابقه اشخاص معلم و طرفدار استقلال و » « استبداد هستند و يقين قطعى داشتند كه از اين كميسيون مطابقه در صلاح و رفاهيت » « عامه ابدا مطلبى تراوش نخواهد كرد سهل است بهر وسيلهاى كه موجب اخلال و اطالهء »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٢١