تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
پس از خواندن اين تلگراف كسانى از سردستگان بدگمان گرديده پنداشتند كه آن تلگرافها از نمايندگان آذربايجان نيست و گمان كردند درباريان خود اين پاسخها را نوشته و بنام نمايندگان يا كسان ديگرى از پيشروان آزادى بتلگرافچى ميدهند و او با سيم به تبريز مىرساند ، و آنچه بدگمانى ايشان را بيشتر ميگردانيد اين بود كه در تلگراف پازپسين نامهاى نمايندگان ياد نشده بود . نيز از نيامدن تقىزاده بتلگرافخانه و از كناره‌جويى سعد الدوله در شگفت ميبودند . با تلگراف اينها را پرسيدند و پاسخ رسيد تقيزاده اندك ناخوشى ميدارد و سعد الدوله خود كناره جسته است . امروز كسانى از مجاهدان و ديگران نوشته‌هايى نوشته و بچاپ رسانيده و ميان مردم مىپراكندند ، و در يكى از آنها چنين گفته ميشد : « اگر قانون اساسى بايد به امضاء علماء برسد خيلى چيزهاست كه بايد به امضاء علماء برسد كه آنها نسبت بقانون حكم اصل را دارد و قانون فرع آنست . . » خواستشان پادشاهى محمد عليميرزا بود كه ميگفتند پس ميبايد آن نيز با پرگى از علماء باشد . ميگفتند : اگر ما ميخواهيم حكومت « مشروعه » باشد بايد آن را از ريشه درست گردانيم . از تهران نمايندگان پافشارى نموده پاسخ ميطلبيدند ، و چنين ميخواستند كه تبريزيان از بدگمانى كه بمحمد عليميرزا و اتابك ميداشتند درگذرند ، و بازار باز گرديده مردم پى كار خود روند . ليكن تبريزيان همچنان ايستادگى مينمودند تا بدينسان روز بپايان آمد .

پافشارى تبريز

فردا سه‌شنبه همچنان مردم رو بتلگرافخانه آوردند ، و چون چادريكه برپا كرده بودند كوچك ميبود و آنهمه مردم را از باران كه پياپى ميباريد نگه نميداشت ، باربران چادر بزرگى را كه حاجى محمد قلى نامى از بازرگانان براى روضه‌خوانيهاى خود ميداشت ، آورده برپا كردند . امروز تلگراف پايين را بتهران براى نمايندگان آذربايجان فرستادند : « خدمت جنابان آقايان وكلاى محترم آذربايجان با نهايت احترام عرض ميكنيم » « از ديروز تا به حال آنچه را تصور فرماييد اقدامات لازم بهر لسان و بيان بملت عرضه » « شد هيچ تدبير در مقابل اراده عمومى منتج نتيجه نشد مخصوصا لايحه قريب به اين » « مضمون نوشته باعضاء انجمن داده‌اند كه در اين مدت هرچه شما وكلاى محترم بملت » « فرموده‌ايد و صلاح دانسته‌ايد تمرد از قبول فرمايشات مقرره نكرده‌ايم تا جان داريم » « باقتضاء انسانيت و وكالتى كه داده‌ايم تحاشى و تمرد نخواهيم داشت و ليكن در اين چند » « روز اخيره بر ما ملت ثابت شده و قراين خارجى هم به خوبى معلوم ميدارد كه عرايض شما » « اعضاء انجمن هم در تهران پيشرفت ندارد زيرا تا بامروز در هر قسم مطلبى كه بتوسط » « وكلاى محترم آذربايجان به جاهاى لازم معروض داشته‌ايد ابدا اعتنائى نكرده‌اند بلكه » « قابل استماع ندانسته‌اند و ما ملت نمىفهميم معنى مجلس دار الشوراى كبرى و انجمنهاى »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 306 | احمد كسروى تبريزى