« اگر اهالى آذربايجان هم با نظر صائب و فكر دورانديش در قيافه امور نظر كنند اين » « ملاحظات مجلس را تصويب خواهند كرد و مساعى مجلس محترم در حفظ استقبال و استقلال » « ملى در نظر آنها به اين قبيل اقدامات مجزى نخواهد شد ديگر آنكه خداى نخواسته » « اگر مقرر شود اهالى آذربايجان خود را مكلف برعايت نكات مشروعه فوق ندانسته در چنين » « مطلب مهم كه بانواع مشكلات و ملاحظات شرعيه و احتماليه محاط است مجبوريت حفظ » « احتياط را احساس نكنند چون مجلس شورايملى كه امروز مركز اختيارات و ادارات » « است نميتواند فقط با رعايت ميل و سليقه يكقطعه ايران ملاحظات كليه را ترك كند » « معذور است از اينكه نظر بازدحام تبريز سعادت استقبال و موجبات استقلال كليه ايران » « را در خطر اندازد و هرگاه چنانچه مخل آتيه و انتظارات اين مقصود مورد ندارد بايد » « انجمن محترم اهالى غيرتمند آذربايجان را بمواعظ حسنه و قول لين اقناع كنند » « و يك چندى باعضاء مجلس شوراى ملى وقت و فرصت بدهند كه شايد بخواست خداوند » « بمعاينه نتيجه زحمات خود موفق و بهرهمند شوند ( يحيى ) ( مرتضى قلى ) ( مستشار الدوله ) » « ( شرف الدوله ) ( وثوق الدوله ) ( ميرزا آقا ) ( محمد ) ( احسن الدوله ) »
اين تلگراف كه هنگام نيمروز بپايان رسيد و بدست مردم داده شد به تبريزيان خوش نيفتاد و به آن گردن ننهادند ، و براى آنكه ايستادگى خود را نشان دهند چادر بزرگى آورده در حياط تلگرافخانه برپا كردند نيز چادرهايى در حياط توپخانه كه پهلوى آنجا ميبود بلند گردانيدند . مجاهدان اطاقهايى را براى خود برگزيدند و فرش گستردند .
پيشوران هر دستهاى براى خود سماور و قليان و ديگر افزارهايى از خانه آوردند . براى آنكه ايستادگى خود را بطهران بفهمانند پيام پايين را فرستادند .
« خدمت وكلاى محترم خودمان زحمت ميدهيم تلگراف مبسوط مفصل جنابانعالى » « زيارت شد و از اينكه ترتيب تدوين و تصحيح قانون اساسى را شرح فرمودهايد نهايت تشكر » « را حاصل نموديم معلوم مىشود ملت آذربايجان را اينقدر پليد و نفهم بجا آوردهاند كه آنچه » « را خواسته و مستدعى شدهاند از روى نفهمى و عدم اطلاع بوده جا دارد كه به اين حسن ظن » « جنابانعالى نسبت بموكلين خودتان تحسين و تمجيد كنيم و حال آنكه ملت آذربايجان با اين » « هيجان عمومى تمام نقاط مملكت شكر خدا را چنان در روى نقشه صحيح حركت كردهاند » « كه مورد تعجب و تحسين تمام عقلا و سياسيون واقع شدهاند و به حمد اللّه تعالى تا بامروز » « اتفاقى نشده كه موجب انفعال و سرافكندگى وكلاء محترم خودمان گردد با اين » « مقدمات هيچ انتظار زيارت چنين بىمهرى از وكلاء محترم خودمان نداشتيم و چون براى » « نيل مقصود از همه چيزمان صرف نظر كرده و متحمل همه نوع ناملايمات شدهايم باز قوه » « تحمل و طاقت صبورى داريم ليكن خواستن قانون اساسى را امروز براى خودمان » « ذخيرهء سعادت و نيكبختى ملت و مملكت دانسته با كمال عجز و انكسار خواهانيم اصرار » « هم نداريم كه همين حالا تمام شده و بصحه همايونى موشح شود و اگر بعد از اين مدت »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٠٣