تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
« ايالتى چيست بالجمله صريحا عرض ميكنيم تا قانون اساسى به امضاء دولت و شخص سلطنت » « نرسيده از تعطيل عموم منصرف نخواهيم شد و از شما وكلاى خودمانهم استدعاى مخصوص » « داريم ديگر در اين مسئله تجديد مطلب نفرموده و بر خودتان زحمت ندهيد انتهى حالا با » « اين ترتيب كه عرض شد بحقوق اسلاميت و همه انبياء و اولياء هم قسم است كه اسكات » « اهالى و متقاعد كردن عامه از قدرت اين بندگان خارج است از جنابان عالى مستدعى » « هستيم تفصيلا اقدام صحيحى بفرماييد اين مطلب را هم بدانيد اهالى تهيه ماهانه براى » « خودشان كرده و آنا فآنا مشغول استحكام اساس تحصن و مطالبه قانون اساسى مى - » « باشند چه ضرر دارد مجلس دار الشورى و اولياء دولت وضع حاليه شهر و هيجان عامه » « را محرمانه از تلگرافخانه سؤال فرماييد تا معلوم شود آنچه را عرض كرده‌ايم عشرى » « از اعشار از هزار يك ماوقع نيست ديگر رأى و اختيار با جنابان عالى است و فعلا از اين » « بندگان غير از عرض مستدعيات ملت كارى ساخته نيست زيرا وعده و نويد اين مدت يك » « مرتبه و به كلى اعتبارات بندگان را در پيش ملت برده و روى اظهار هيچ‌گونه مطلبى » « بملت نداريم و چون در تلگراف حضورى ديروز فرموده بوديد كه مجلس دار الشورى » « براى رعايت سليقه و مسلك يكقطعه ايران از ملاحظات عمومى صرف‌نظر نميتواند » « بكند جواب ملت اين است كه مگر ملت آذربايجان در اقدامات خودشان ملاحظه صرفه » « خود را داشته‌اند يا خداى نكرده ساير اهالى نقاط ممالك محروسهء ايران را در مستدعيات » « خودشان سهيم و شريك ندانسته‌اند كه مجلس دار الشورى اين نسبت را بآذربايجانى » « بدهند ( انجمن ملى تبريز ) » امروز انبوهى مردم بيشتر ميبود ، چندانكه تلگرافخانه و توپخانه و آن پيرامونها با بزرگى و فراخى كه ميداشت تنگ درميآمد ، و ناگزير گرديدند خانه‌اى را در همسايگى كه تهى ميبود از دارنده پرك خواهند و فرش گسترانيده نشيمنگاه مردم گردانند . امروز گذشته از انجمن ايالتى ، بازرگانان و پيشنمازان ، هر دسته‌اى جداگانه تلگراف بنمايندگان فرستادند . در حياطها مردم دسته‌دسته آمده و ميرفتند ، و در ميانه كسانى از واعظان و ديگران سخن ميراندند . هنگام نيمروز تلگراف پايين از تهران رسيد : « علت تأخير قانون اساسى را ده روز است مشروحا عرض كرديم كه كمسيونى منتخب » « شده دو ماه تمام مشغول ترتيب آن شد در ثانى كمسيونى ديگر چند روز بتنقيح آن مشغول » « گشت ليكن چند ماده آن شرعا جاى تأمل بود لهذا كمسيونى ثانى مركب از آقايان » « حجج الاسلام و چند نفر ديگر از علماى اعلام و دانشمندان وكلاى آذربايجان و غيره چند » « روز است به تطبيق آن با موازين شرعيه سعى و جهد دارند اگر مقصود از وضع قانون اين » « است كه لا يجرى بماند سهل است مجلس را ( متهم ) بعدم اعتناء شرع مطهر نمايند صريح » « بفرماييد ( ؟ ) همين امروز مداخله بآقايان علماى اعلام را قطع نموده بصحه همايونى » « برسانيم اگر استفاده از قوانين منحصر بتأمين اجراست با سوء شهرتى كه مسبوق شده است »