گفتار ششم اتابك بچه نيرنگهايى كوشيد ؟ . .
در اين گفتار گفتگو مىشود از نيرنگهايى كه اتابك براى بهم زدن دستگاه مشروطه به كار برد و از پيشآمدهاى زمان سررشتهدارى او تا جدا شدن ملايان از مشروطهخواهان .
انديشههاى اتابك
چنان كه گفتهايم آمدن ميرزا على اصغر خان اتابك بايران ، يكدور نوى در تاريخ مشروطه پديد آورد . اينمرد با روى خوشى كه مىنمود در دلش جز بدخواهى و دشمنى نميبود ، و با آن نويدها كه ميداد و سوگندها كه مىخورد جز برانداختن مشروطه را نمىخواست . محمد عليميرزا و آموزگارانش زيركى و كارآزمودگى اين را بديده گرفته براى برچيدن دستگاه شورش و جنبش بايرانش خوانده بودند .
چنان كه گفتهايم ، پيش از آمدن او محمد عليميرزا خود به نبردى برخاسته و شكست خورده ، و اين زمان نقشهاش آن شده بود كه با مجلس دو رويه راه رود و هرگونه همراهى از آن دريغ دارد ، و در همهجا حكمرانان و نيرومندان را بآشوب و ستمگرى و آزار مردم برانگيزد ، و ميان علما دوتيرگى انداخته كسانى را از آنان بدشمنى مجلس وادارد .
اتابك اين نقشه را بزرگتر گردانيده با يك چابكى و پافشارى بسيار به كار پرداخت .
يكى از نيرنگهاى او اين بود كه كسانى را از سران مجلس بكنارهجويى از آن برانگيزد ، و نيز يكدسته از نمايندگان را بهوادارى خود وادارد ، كه بدينسان مجلس را از شكوه و نيرو اندازد ، و خواهيم ديد كه با چه استادى اين نيرنگ را به كار بست .
پيش از آمدن او در چند جا آشوب پديدار گرديده ، حاجى آقا محسن در عراق ، متوليباشى در قم ، قوام الملك در شيراز ، هر يكى از راه ديگرى با مجلس و مشروطه بدشمنى برخاستند . حاجى آقا محسن از ملايان ديهدار عراق ، و خود مرد بيباك و بيدادگرى بود . پيش از جنبش مشروطه بيدادگريها كرده و در نتيجه آن بتهرانش خواسته بودند . اين زمان كه باز در عراق ميبود ، بانگيزش محمد عليميرزا يا بدلخواه خود ، دوباره به كار برخاسته بود . چنان كه گفته ميشد سوارها براى تاراج و كشتار به اين ديه و آن ديه ميفرستاد . يكمرد مجتهدى رفتار شاهسونان ميكرد . بارها در مجلس