تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
وى رفتند و او را برداشته با شكوه و پاسدارى بانجمن آورده و يكى از نمايندگان گردانيدند . دو تن از نمايندگان مجلس كه هنوز نرفته بودند ( حاجى امامجمعه خويى و حاجى محمد آقاى حريرى ) روز چهارشنبه هفتم اسفند ( 2 محرم ) بازارها را بسته و آنان را نيز با شكوه بسيار روانه گردانيدند . اين دو تن نيز از راه قفقاز آهنگ كردند . شب دوشنبه دوازدهم اسفند ( 19 محرم ) داستان شگفتى رخ داد ، و آن اينكه حاجى ميرزا حسن ميلانى را كه يكى از نمايندگان انجمن مىبود ، هنگاميكه از انجمن درآمده و همراه يك نوكر به خانه مىرفت در كوچه با گلوله زدند . گلوله از دوش او خورده و از دهانش بيرون افتاد . زننده بگريخت و شناخته نگرديد . حاجى ميرزا حسن را بخانه‌اش بردند و تا چندى در بستر - ميخوابيد تا بهبود يافت . زننده را هرچه جستند پيدا نكردند ، و چون حاجى ميرزا حسن مردى بازرگان و بىآزار مىبود و خود او دشمنانى نميداشت گمان بيشتر به بدخواهان مشروطه مىرفت كه بكينه‌جويى يا براى ترسانيدن چشمها بچنين كارى برخاسته‌اند . گفتيم مسيو نوز گردنكشى نموده حساب نميداد ، و از آنسوى اداره‌هاى گمرك و پستخانه همچنان در دست بلژيكيان مىبود و آنان رفتار خود را با زيردستان مسلمان ديگر كرده و باز دژخويى مينمودند و از دشنام و پرده‌درى نيز بازنمىايستادند . اين بود انجمن بار ديگر يك تلگراف درازى بدار الشورى فرستاده از سست‌كارى نمايندگان دربارهء وزيران و بلژيكيان آزردگى نمود ، ( و گفتيم كه اين سختگيرى كارگر افتاد و كابينه بدانسان كه خواست مجلس ميبود پديد آمد و بنوز نيز درباره حساب فشار آوردند ) . از آنسوى در تبريز كاركنان گمرك و پستخانه بسران اروپايى خود شوريدند ، و همگى دست از كار كشيدند و چنين گفتند كه تا اداره‌ها از دست اروپاييان گرفته نشود ما به كار نخواهيم پرداخت . انجمن پشتيبانى از آنان نموده تلگرافى بدار الشورى فرستاد . بدزبانى بلژيكيان بهمگى برخورده بود و بارها در انجمن گله از رفتار آنان بميان آمد . انجمن خواستار بود كه چنان كه نوز رفته ديگر بلژيكيان هم بروند ، و اين بود بشورش كاركنان گمرك و پستخانه ارج بيشتر ميگزاشت . گذشته از تلگرافهايى كه بدار الشورى و نمايندگان آذربايجان در آنجا مىشد ، حاجى ميرزا حسن مجتهد و ثقة الاسلام و حاجى ميرزا محسن هركدام تلگرافى بشاه فرستادند و برداشته شدن بلژيكيان را خواستار گرديدند . ولى اين كوششها نتيجه نداد ، و با حال آنروزى نشدنى بود كه بيكبار دست بلژيكيان را از كار دور گردانند . و از كوششهاى انجمن تنها اين نتيجه بدست آمد كه در تبريز سران گمرك و پست از كاركنانيكه شوريده بودند دلجويى نموده و نويد نيك رفتارى داده و دوباره ، بسر كارشان بردند . يكى ديگر از كارهاى انجمن در اين روزها برپا گردانيدن « استيناف » بود . چنان كه گفتيم در آغاز كار بدادخواهيها نيز خود انجمن مىرسيد . ولى سپس دادگاهى بنياد