تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
نگه‌دارى مشروطه را باياى خود شناسند . سپس رو بمردم گردانيده چنين گفت : « اين مردان ارجمند را كه از سوى خود نماينده گردانيده ميفرستيد و آنان جان به كف گرفته و خود را به خدا سپرده روانه ميگردند بگوييد كه در راه نگهدارى از آنان تا چه اندازه آماده خواهيد بود كه اين قرآن ميانه شما و آنان داور باشد ؟ . . . » باز همگى مردم با يك آواز چنين گفتند : با داراك و جان تا آخرين قطره خون خود در يارى و نگه‌دارى آنان آماده‌ايم و قرآن را به اين گفتهء خود گواه ميگيريم » و چنان بانك برآوردند كه تو گفتى در سراسر شهر آواز آنان را شنيدند . پس از پيمان‌بندى نمايندگان بدرود گفته و بدرشكه‌ها نشستند و روانه گرديدند . آهنگ جلفا داشتند كه از آنجا از راه قفقاز و گيلان بتهران رسند . در شهرهاى قفقاز در همه جا از اينان با شور و شادى پيشواز كردند . در باكو گذشته از ايرانيان كه بسيار فراوان ميبودند و پيشواز و پذيرايى با شكوهى كردند ، حاجى زين العابدين تقيوف مهمانى كرد و پذيرايى شايانى نمود . طالبوف براى ديدن اينان بباكو آمد و هشت تن در يك جا پيكره برداشتند . ولى دوباره بولاديقفقاز بازگشت و نويد داد كه از پى آنان آهنگ تهران كند - نويديكه به كار نيست .

دلبستگى ايرانيان قفقاز بمشروطه

چون نام قفقاز برده شد مىبايد هنايشى را كه جنبش مشروطه خواهى در ايرانيان در آنجا كرد بازنماييم : چنان كه گفتيم ايرانيان در قفقاز بسيار ميبودند . گذشته از بازرگانان و پيشه‌وران گروه انبوهى كارگر در كانهاى نفت باكو كار ميكردند و با رنج و خوارى بسيار روز مىگزاردند . در سايه كمى كار و فزونى ستم در كشور خود ماندن نتوانسته و بشهرهاى بيگانه پناه برده و به آن كارهاى سخت تن درداده بودند ، و چنان كه گفتيم در جنگ ارمنى و مسلمان چند هزار تن از آنان بيگناه كشته شدند و خونهاشان از ميان رفت . زيان ناتوانى دولت ايران را آنان بيشتر درمىيافتند و اين بود چون آگاهى از جنبش مشروطه و برپا گرديدن دار الشورى بايشان رسيد بيش از ديگران شاد گرديدند ، و به ياد خانه و خويشان خود افتاده بباز گشتن اميدمند شدند ، و چنان كه گفتيم در هر شهرى از نمايندگان پيشواز و پذيرايى باشكوهى نمودند . كارگران كانهاى نفت در صابونچى و بالاخانى بده هزار تن ميرسيدند ، و از - نمايندگان خواستار شدند كه بديدن ايشان روند و نمايندگان درخواست آنانرا پذيرفته و آهنگ آنجا كردند و پس از ديدن و اندوه خوردن دوباره بازگرديدند . كسانى از آگاهان ايشان پيامهايى بدار الشورى فرستاده و خواستار شدند ، اگر بشود آنان نيز نمايندگانى از ميان خود برگزيده بدار الشورى فرستند . پيش از جنبش مشروطه ، چون روسيان و ارمنيان و گرجيان و ديگران هركدام دسته‌اى ميداشتند كسانى از اينان نيز دسته‌اى پديد آورده بودند كه از همشهريان خود نگهدارى كنند ، و اينان در نهان ، با كوشندگان تبريز پيوستگى مىداشتند و از حال همديگر آگاه
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 193 | احمد كسروى تبريزى