تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
آورند ، و چنين پيشوايانى نبودند . دو سيد كه جنبش را پيش آورده بودند اين كار از ايشان برنيآمد ، و ديگران كه كم يا بيش ميتوانستند ، آن انديشه بلندى كه بچنين كار پاكدلانه برخيزند نميداشتند ، و هر يكى از راه ديگرى سود خود ميجستند . يكى از كمى - هاى جنبش ايرانيان اين بود و خواهيم ديد كه رسيدن نمايندگان شهرها نيز اين كمى را برنداشت ، و از ميان آنان نيز چنان پيشوايانى برنخاست . اين نمونه خامى ايرانيانست كه زمان درازى كوشيده بودند كه رشته كارهاى كشور را از دست سودجويان و هوسبازان دربار بيرون آورند و كنونكه فيروز شده بودند ، همان درباريان با رختهاى ديگرى پيش ميآمدند و اينان بميان خود راه ميدادند و باز رشته را بدست آنان ميسپاردند و زيان اين را نميدانستند . اما گشايش مجلس : روز يكشنبه هنگام پسين همه وزيران و سفيران و كونسولها و بسيارى از اعيان‌ها با رختهاى رسمى در كاخ گلستان گرد آمدند . دو سيد و ديگر مجتهدان تهران و همه نمايندگان برگزيده شده نيز بودند . شاه چون درد پا مىداشت در صندلى چرخدارش آوردند ، گفتاريكه براى گشايش آماده شده بود نظام الملك بنام شاه خواند ، و چون بپايان رسيد موزيك نواخته شد و در همان هنگام از ميدان توپخانه يكصد و ده توپ شليك گرديد ، آن گفتار شاه را در روزنامه‌ها نوشته‌اند و چون دراز است ما در اينجا نمىآوريم . پس از شكستن سلام سفيران و كونسولها و ديگران پراكنده شدند و نمايندگان بمدرسه نظام ( همان جايگاه مجلس چندگاهه ) بازگشتند و پس از كمى گفتگو چون شب فرارسيده بود پراكنده گرديدند . آن شب در تهران و ديگر شهرها بنام گشايش پارلمان ايران چراغانى كردند و در همه‌جا آگاهى از اين گشايش پراكنده گرديد . فردا دوشنبه دوباره نمايندگان گرد آمده و صنيع الدوله را رييس ، و وثوق الدوله را نايب رييس يكم ، و امين الضرب را نايب رييس دوم برگزيدند . چون مىبايست « نظامنامهء داخلى » نوشته شود كسانى از نمايندگان را براى نوشتن آن نامزد گردانيدند . در اين ميان « قانون اساسى » نيز نوشته ميشد . ( گويا مشير الملك و مؤتمن الملك پسران صدر اعظم آن را مينوشتند ، يا بهتر گويم ترجمه مىكردند ) . دو سه نشست در همان مدرسه نظام برپا گرديد ، و چون نامه نوشته و از شاه درخواست جايگاهى براى مجلس كرده بودند ، با دستور او كاخ بهارستان را كه شادروان حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار در پهلوى مسجد و مدرسه خود ساخته بود ، جايگاه مجلس گرفتند و نشست‌ها را در آنجا برپا كردند . چون نمايندگان ناآزموده ، و آنگاه اندك ميبودند ، و در آن كاخ ميز و صندلى نميبود و همه به روى زمين مينشستند ، و از نبودن سخن ديگر ، بگفتگوى نان و گوشت تهران ميپرداختند تا چندى مجلس سرد و بيرونق مىبود ولى خواهيم ديد كه كم‌كم گرم