مشروطه نان منى ( هزار مثقال ) به دو قران فروخته شدى ، و گفتيم كه بجاى يكمن سه چارك بلكه كمتر از آن ، دادندى . اين زمان بهاى آن به هشت عباسى پايين آمد و كم نيز نميدادند .
كمفروشى كه خود گرفتارى ديگرى شمرده شدى ، اين زمان بيكبار از ميان برخاسته و همه دكانداران خود درستكارى مينمودند و اگر كسى را آرزوى نادرستى ميبود از ترس مردم دليرى نميداشت .
كينههاى شيخى و متشرع و كريمخانى در كنار مانده و سنى و شيعى از ميان برخاسته ، كسى ياراى آنكه زبان بچنين سخنانى باز كند نميبود ، و تبرائيان ( لعنتچيان ) بيكبار ناپديد گرديدند .
در تبريز از پيش دبستانها ميبود . ولى اين زمان گرايش مردم به آنها بيشتر گرديده و در هر كويى توانگران نشست برپا كرده . گفتگو از بنياد گزاردن دبستانها ميكردند . نيز كسانى بآرزوى پديد آوردن « شركت » و بنياد نهادن كارخانه مىافتادند .
در اين ميان كسانى از سران كوشندگان ، از شادروانان كربلايى على مسيو و حاجى رسول صدقيانى و حاجى على دوافروش و سيد حسن شريفزاده و ميرزا محمد عليخان تربيت و جعفر آقا گنجهاى و آقا ميرباقر و ميرزا على اصغر خويى و آقا تقى شجاعى و آقا محمد صادق خامنه و سيد رضا « 1 » يك نشست نهانى بنام « مركز غيبى » برپا كرده بيك كار ارجدارتر ديگرى مىكوشيدند و آن اينكه دستهاى بنام « مجاهد » پديد آورند .
اينها كارهاييست كه پس از بيرون آمدن از بستنشينى ، بيدرنگ به اينها پرداختند و ما دنباله اينها را خواهيم نوشت .
باز شدن دار الشورى
در اين ميان در تهران دار الشورى برپا گرديد . گفتيم مجلس چندگاهه « نظامنامه انتخابات » را نوشت و آن را بدستينهء شاه رسانيد ، و از روى آن در تهران ببرگزيدن نمايندگان آغاز گرديد .
اين « نظامنامه » مردم را بشش گروه ( طبقه ) ميبخشيد بدينسان : شاهزادگان و قاجاريان ، علماء و طلبهها ، اعيانها ، بازرگانان ، زمينداران و كشاورزان ، و پيشهوران كه هر گروهى نمايندگان جداگانه برگزيند ، و براى تهران شصت نماينده بديده مىگرفت بدينسان :
شاهزادگان و قاجاريان چهار تن ، علما و طلبهها چهار تن ، بازرگانان ده تن ، زمينداران و كشاورزان ده تن ، پيشهوران سى و دو تن ، از اينرو بيشتر نمايندگان از بازاريان و پيشهوران بايستى بود و خواهيم ديد كه در مجلس يكم اينان بسيار ميبودند .
هنگاميكه در تبريز جنبش رو داده و آن داستانها ميرفت در تهران ببرگزيدن
هامش
( 1 ) دوازده تن بودهاند و نام يكى را از ايشان ما نميدانيم .