تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
« ظل اللّه را سرمشق عدالت و ديندارى و شرع‌پرستى دانسته و ميدانيم و واضح مىبينيم كه » « مغرضين دربارى نميگذارند عرايض ما و ساير خادمان شريعت مطهره چه در طهران و چه » « در ساير نقاط ممالك محروسه درست بعرض حضور حضرت سلطانى برسد و مقاصد حقه » « مشروعه ما را در البسه‌اى كه منافى اغراض خودشان نباشند جلوه ميدهند ما خادمان شريعت » « مطهره و ساير اهل آذربايجان كه چهل سال است بفرمايشات ملوكانه آشنا هستيم مىبينيم » « كه عرايض ما را هيچكدام از لحاظ مبارك نگذرانيده‌اند و هيچيك از عبارات دستخط » « جوابيه از الفاظ در ربار و زايش طبع عدالت‌پرور ملوكانه نيست اوضح من الشمس است » « كه نص عبارت خائن بوده اين است مختصرى از اوضاع مملكت را از اول مذاكره كه » « علماى دار الخلافه باهره با اولياى دولت روزافزون داشته‌اند الى يومنا هذا بعرض » « ميرسانيم و باقى را به تكليف ديندارى خود بندگان حضرت همايونى ميگذاريم . » « سابقا علماى دار الخلافه طهران با رضاى كافه علماى ممالك محروسه از اولياى » « دولت خواستار شدند كه قرارى در اصلاح وضع محاكمات و دفتر ماليه دولت عليه داده » « آيد كه در ظل پادشاه اسلام عموم رعايا از بىاعتدالهاى عديده آسوده و در مهد امن و » « امان باشند چون هر دو اين مقصود منافى با طريقه استبداد و ظلم وزراى دربارى بود » « علماى دار الخلافه را بوعده‌هاى بىاساس اميدوار كرده آنها را از مهاجرت اوليه » « بآستان مطهر حضرت عبد العظيم رجعت دادند و بمواعيد كاذبه چندى سرگردان نگاه » « داشته از آنطرف خاطر خطير سلطانى را از انجاح حوايج آنها مطمئن ساختند علماى » « دار الخلافه هرچه منتظر شدند كه مواعيد اولياى دولت صورت خارجى بهمرساند نتيجه نديدند » « و كم‌كم از جانب اولياى دولت و وزراى دربارى اقدام در نفى و طرد جمعى از وضيع » « و شريف كه جز خيرخواهى ملت و دولت اسلام گناهى نداشتند شده علماى دار الخلافه » « كه اين نقض عهد و حركات مستبدانه را از وزراى دربارى ديدند مجددا مستدعيات » « خود را مجدانه خواستند و اين مرتبه يقين داريم همان وزراى خائن بدون اطلاع خاطر مهر » « مظاهر هميونى دست برشته تشدد و سختى گذاشته جواب علماى دار الخلافه را بتهديدات » « دادند آخر الامر كه آنها را مصمم در كندن اساس اين ظلم و مركز علم عدل ديدند فلهذا » « دانستند اگر اين طرح نو روى كار آمد دست استبداد و ظلم آنها كوتاه و خيانتهاى آنها » « مشهود خواهد شد محض حفظ خود و منافع خود طلاب علم و ذريهء رسول را هدف گلوله » « سرباز كردند مسجد و معبد اسلام و خانه خدا را مثل قلاع اشرار و متمردين محاصره نمودند » « به بام مساجد سرباز و قراول گذاشتند نان و آب به روى علماء اسلام بستند گويى ياغى و » « قاتل بودند . » « از صدر اسلام الى يومنا هذا از هيچ ملت كفرى نسبت بعلماى اسلام اين توهين وارد » « نشده بود اين بىاحترامى نه تنها به شخص علماء اسلام شده بلكه در واقع بشرع محمدى » « صلى اللّه عليه و آله گرديده و ناموس شريعت هتك شده است . »
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 115 | احمد كسروى تبريزى