تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
در عقدهء رأس و ذنب امراض منخسف مىبود ، و اطباى حاذق چندانكه اهتمام مىنمودند بهبودى روى نمىنمود ، در اين ايام روى به اشتداد نهاد . در شب سه‌شنبه ششم شهر شوال طاير روح پرفتوحش به جانب شاخسار گلزار جنان بال طيران گشاد . بيت :
ز خسروان مقدم چنان كه مىشنوم * وفاى عهد نكرده است با كس اين دوران دو چيز حاصل عمر است : نام نيك و ثواب * وزين دو در گذرى ؛ كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
« محمد پادشاه در قصر جديد مرد » با سال تاريخ مطابق است . آنحضرت را هنگام وفات پنج نفر اولاد ذكور و چهار تن اناث بود .

ذكر حقايق زمان ارتحال پادشاه مبرور و بيان شورش و طغيان برخى از گمراهان مغرور « إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ »

چون پادشاه غازى به جنت جاويد خراميد ، مهد عليا و ستر كبرى از اين سانحهء هايله مطلع گرديد . از نياوران تشريف‌فرماى قصر جديد شد ، در صدد حفظ سراى دولت و حوزهء مملكت و اصلاح فيما بين امرا و اعاظم ملك و ملت برآمد . بتوسط اعتضاد - السلطنه شاهزاده عليقلى ميرزا كه پادشاه مغفور را عمّ و پردگى سرادق را خال و محرم بود ، ابلاغ احكام در انجام مهام ميفرمود . اما جناب حاجى ميرزا آقاسى چون به سبب سوء رفتار و زشتى گفتار از دانى و قاضى بر خويش هراسى داشت ، ايام اشتداد مرض و حالت احتضار يا هنگام تجهيز و تكفين بر بالين پادشاه با داد و دين مطلقا حاضر نيامد . در قلعهء عباس‌آباد خويش جاى كرد . جماعت ماكوئى كه در اين مدت به استظهار حاجى با تقدّس و صلاح ، مال و عيال ملهوفين و مظلومين را بر خود مباح ، تعدى و ستم را بر اهالى ايران موجب فوز و فلاح مىدانستند و به اين جهت خدمتش را وجههء همت خود ساخته پروانهء آن شمع ، و پروين مانند به گردش جمع بودند . بنات النعش‌وار متفرق شده ورق دفتر حسن عقيدت را برگردانيده ، خط باطل بر صفحهء ارادتش كشيدند . اهالى دار الخلافه كه بسالها از آن جماعت گرفتار آفت و مخالفت بودند ، زمان فرصت را از دست نداده در مقام كيفر و انتقام برآمدند . هر كاسب ذليل بازارى بر سرتيپ و سردارى مىتاخت ، و هر عليل بىفرهنگى ياور و سرهنگى را عريان ميساخت . ما صدق بيت ، قايم مقام :