در اراضى ده خوارقان [ آذر شهر ] با نايب السلطنه ملاقات كرد بناى مصالحه گذاشتند . در آن اوقات سپاهى گران از ممالك ايران در دار السلطنهء طهران بعزم دفاع و جهاد ، جمعيت و ازدحام تمام نموده مقدمة الجيش آنها مأمور بتوقف زنجان بود . مقدمهء لشكر روسيه در چمن ميانج اقامت مىنمود . چون مقدمهء مصالحه معروض آمد اولا مقبول خاطر مبارك نشد تا اينكه ايلچى مختار انگليس با ساير دولت خواهان بعجز و الحاح آتش غضب پادشاه كامل عاقل را فرونشانيده بناى مصالحه نهادند . در تركمانچاى از توابع تبريز از آن طرف بسقاويج و ساير سرداران روسيه ، از اين جانب نايب السلطنه وزير دول خارجه و منوچهر خان معتمد الدوله انجمن ساخته ، در سال هزار و دويست و چهل و سه به انجام شروط و عهود و تحرير مصالحهنامه پرداختند . چون بعد از وفات ابراهيم خان حاكم كرمان و اختلال امورات آذربايجان عباس قلى خان ولد ابراهيم خان به اغواى محمد قاسم خان دامغانى طريق عصيان و طغيان پيش گرفت ؛ محمد ولى ميرزا حاكم يزد بعزم اين كه از خاقان عليين آشيان به تنبيه عباس قلى خان مأمور شود و به اين دستآويز اجازه تصرف كرمان گيرد به دار السلطنه آمد . به مفاد :
بيت
طمع كرده بودم كه كرمان خورم * كه ناگه بخوردند كرمان سرم
عبد الرضا خان يزدى كه نواب شاهزاده را پيشكار بود ، فسادى در كار آورد منتسبان شاهزاده را از يزد اخراج ، يزد را تصرف ، به اخذ باج و خراج مشغول گشت . بعد از انتشار اخبار ، حكومت كرمان و يزد به شاهزاده حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه مفوض گرديد . شجاع السلطنه يزد را محصور ساخت ولى كارى نساخت ، بكرمان گرائيد حكومت يزد به ظل السلطان و نيابتش به عبد الرضا خان مقرر گرديد . وزارت و صدارت عظمى مجدد به امين الدوله عبد اللّه خان اصفهانى و ايشيك آقاسى باشى كرى باللّه يار خان آصف الدوله مفوض گرديد . انتظام امور خراسان به حسين خان و حسن خان سردار حاكم سابق ايروان محول شد . در اين اثناء گربايدوف همشيرهزادهء جنرال بسقاويج از جانب دولت روس بسفارت آمد ، آغاز فتنهجوئى و سفاهت كرد . كردارهاى زشت كه خلاف