طريقهء اسلام و سبب شورش عوام بود پيش گرفت . شورش عام شد و بلواى تمام ، سفير مزبور را با همراهان بجز يك نفر نايب ، ملسوف نام مقتول نمودند . اموال ايشان بيغما و تاراج رفت ملسوف به آذربايجان و از آنجا بگرجستان و پطرزپورغ شتافت . ماجرى را كماجرى به امناى دولت خود اظهار داشت . از اين طرف حسب الامر خاقان خلد مكان حضرت وليعهد ، اميرزاده خسرو ميرزا را با محمد خان زنگنه امير نظام و جمعى از اعيان بعذرخواهى اين هنگامه روانه دولت روس فرمود . پس از ورود انواع تفقد و مهربانى از ايمپراطور بظهور رسيد .
بعلاوه آنكه از مقدمهء اتفاقيه چشم پوشيد ، از دو كرور وجه مال المصالحه كه باقى بود يك كرور بپارنج اميرزاده بخشيد .
سال هزار و دويست و چهل و پنج معاودت به تبريز فرمود . در اين سال شاهزاده احمد على ميرزا به امارت و ميرزا موسى گيلانى به وزارت خراسان مأمور شدند . هم در اين سال پادشاه عظيم الوقار بعزم مملكت فارس تشريففرماى اصفهان و از آنجا به دار العلم شيراز نهضت فرمود . ميرزا محمد على وزير معروف به مشير الملكى و ميرزا على اكبر كلانتر خلف اعتماد الدوله و حاجى ابراهيم خان را به قوام الملكى ملقب نمود .
شجاع السلطنه نيز از كرمان شرفاندوز حضور مبارك گشت . زكى خان نورى به وزارتش سرافراز گرديد ، موكب فيروزى كوكب از سمت كازرون و فهليان و بهبهان تشريففرماى شوشتر و از آنجا به همدان و در شهر ذيقعده وارد دار السلطنهء طهران گشت . در اين وقت شجاع السلطنه يزد را مجددا محصور ساخت ، چون بىاجازت رجال دولت بود اميرزاده سيف الدوله بحكومت يزد مأمور گرديده شجاع السلطنه به كرمان معاودت نمود . نايب السلطنه بنظم خراسان مأمور آمد با ده فوج سرباز و بيست و پنج عراده توپ ، و اميرزاده محمد ميرزا و قايم مقام اولا به انتظام يزد اقدام فرمود عبد الرضا خان ملتزم ركاب گشت ، سيف الدوله همچنانكه بود بحكومت استقرار يافت ، از آنجا تشريففرماى كرمان گرديد . شجاع السلطنه را به طهران روان فرمود . سال بعد
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص٢٠