سپرد . پس موكب همايون از قصر قاجار به عزيمت شكار در حركت آمد . همين قدر كه فى الجمله بعد مسافتى دست داد ، فرزندان ظهير الدوله با تيغهاى آخته به اتمام كارش پرداختند . بلى : « كما تدين تدان » را بلاخلاف مىدان :
عيسى برهى ديد يكى كشته فتاده * حيران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
كاى كشته كرا كشتى تا كشته شدى زار * تا باز كجا كشته شود آن ، كه ترا كشت
انگشت مكن رنجه به در كوفتن كس * تا كس نكند رنجه به در كوفتنت مشت
پس از اين سانحه شاهزاده محمد رضا و شاهزاده محسن را به اجراى وظيفه و مواجب نوازش آمد .
و همچنين ولدان ظهير الدوله قرين انعام و احسان ، شادمان به جانب هرات معاودت نمودند . خانسوار خان هزاره حاكم مرو با اعيان مروى كه به تقبيل آستان به دار الخلافهء طهران آمده بودند ، مخلّع و مرخص به مراجعت شدند . هم در اين سال ميرزا محمد قوام الدوله پيشكار خراسان را خبر رسيد كه محمد شيخ سردار تركمان با جمعيتى بىپايان ، سرجام و پيوهژن را تاخته ، حال محالات نيشابور را وجههء همت ساختهاند . قوام الدّوله اولا ابو الفتح خان سرتيپ را با جمعى سواره و پياده روانه ، پس معادل يكهزار و پانصد نفر سوارهء چاردولى و خمسهاى و خراسانى و هزاره ، على التعاقب مشار اليه مأمور گردانيد . تراكمهء نيشابور و بعضى از قبايل تيمورى را نيز تاخته با غنيمتى تمام و اسير و كسيبى مالاكلام ، روز چهاردهم صيام وارد منزل كارفش شده ، شب پانزدهم عازم ميامى گرديدند . در اين بين ابو الفتح خان با دو عراده توپ و لشكر ظفر اثر از جلو آنان سر بدر كرده ، هم از راه ، سپاه ظفر انتباه را به مقاتله مأمور گردانيد .
در حملهء نخستين شكست بر آن جماعت بيدين بدآيين افتاد . اسرا و غنايم را برجا گذاشته طريق فرار برداشتند . مبارزان جلادت شعار به تعاقب ايشان ايلغار نمودند . قريب به سيصد نفر از آن جماعت ضلالتسير مقتول و مأسور غازيان منصور گرديد . سركردگان آن لشكر كه ابو الفتح خان و پرويز خان و ذو الفقار خان خمسه