ابو الفتح خان ، و از سرهنگان اسكندر خان و يوسف خان و اللّه ورديخان و عباسقلى خان و باقر آقا و فتح اللّه خان و امير علم خان و رحمت اللّه خان هريك به قدر رتبه و شأن ، خلعت و نشانه و اضافهء مناصب و مرسوم و مواجب مرحمت گرديد . يكهزار و سيصد و پنجاه قطعه نشان طلا و نقره به جهت ياوران و سلاطين و صاحبمنصبان جزو افواج قاهره عنايت رفت .
و كذلك به سركردگان سواره ، مانند صفر على خان شاهسون و پرويز خان چاردولى و محمد ابراهيم خان قاجار و غيره كه ذكر هريك به اسمه موجب تطويل است ، نشان و خلعت ، به اندازهء خدمت مرحمت آمد . امير حسينخان برادر ايلخانى كه به دار الخلافه آمده بود ، با خلعت مهر لمعان و مواجب و مرسوم دو چندانكه سابق معين بود مراجعت به خراسان نمود . حسن بيگ صندوقدار منصب سرهنگى و لقب خانى يافت . حسينخان يوزباشى سرتيپ سواره گشت ، قوام الدوله با نيمى از لشكر دشمن شكر به مراجعت مشهد مقدس و حسام السلطنه به توقف در هرات مأمور گرديدند . در همين ايام سردارزادگان افغان از قبيل سردار سلطان احمد خان بن محمد عظيم خان و سردار شاه دولت خان برادرزادگان دوستمحمد خان به دار الخلافهء طهران به تقبيل آستان معدلت نشان مشرف ، و از مراحم و اشقاق بيكران خسرو زمان قرين مفاخرت گرديدند .
بيان وقايع توقف فرخ خان امين الملك سفير كبير ايران در دار الخلافهء اسلامبول
سابقا وقايع مسافرت سفير كبير تا ورود اسلامبول ترقيم پذيرفت ؛ پس از انقضاء چندى از ايام اقامت آنجا ، با سفراء دول متحابه مقيم آنجا طريقهء موالات و مراودت پيمود . جنرال لاردكليف ، وزير مختار دولت بهيهء انگليس باب مواحدت و مصادقت مفتوح نداشت ، لهذا سفير كبير سبقت جست و از در مراودت درآمد . يكنفر از تبعهء سفارت را مأمور به ديدار مشار اليه گردانيد ، و خريدار كالاى مهر و محبت ايشان گرديد .
دوستانه پيغام كرد كه از جانب كارگزاران دولت عليهء خود مأذون و مختارم كه