رسيد عطاء اللّه خان تيمورى كه در حوالى هرات اقامت داشتند كوچيده از آفتاب حوادث ايام در ظل عاطفت و امان اميرزادهء عاليمقام خيام اطاعت و راحت افراشته ، سربازان اين طايفه كه در هرات به محافظت قلعه اقدام مىنمودند نيز فرار نموده ملحق به طايفهء خود شدند . پس حسام السلطنه روز بيست و ششم رجب از غوريان به جانب هرات نهضت فرمود .
امير حسينخان برادر سامخان ايلخانى با سوارهء خراسانى و دو عراده توپ مقدمة - الجيش لشكر گرديد . به آئينى شايان و ترتيبى نمايان غرّهء شهر شعبان وارد هرات ، و پشت مصلى ، معسكر اردوى نصرت اثر گرديد . سيم شعبان از پشت مصلى حركت و به چمن سفيد سنگ كه تا قلعهء هرات يك ميدانى مسافت است ، نصب خيام ظفر فرجام فرمود . در اين روز افاغنهء شهرى به هيأت اجتماع از شهر برآمده آغاز خيرگى و اظهار چيرگى كرده ، تفنگچيان و شمخالچيان ايشان در پست و بلنديهاى اطراف شهر كمين كرده ، و از فراز برج خاكسترى و حصار ، آتشافروز نواير جنگ و كارزار گرديدند .
از اين طرف نيز به شليك توپ و تفنگ ، عرصه را بر آن جماعت تنگ كرده ؛ بعد از انقضاء ساعتى ، شكست فاحشى به احوال آن طايفه راه يافته ، از خارج روى برتافته ، الّا داخل هرات جايى محل توقف نيافتند . جمعى كثير از ايشان به وادى خاموشان شتافت .
از اين سوى بيرقدار فوج نيشابورى مجروح و بيرق را افاغنه به تصرف آوردند .
القصه دوازده روز اميرزاده در چمن سنگ سفيد اقامت ورزيد . شاهزاده محمد يوسف چون مقابله با عساكر فيروزى مآثر را خارج از قوه و قدرت خويش ديد ، باد غرور را از دماغ بيرون كرد . آدم فرستاده مصالحه و مسالمه جست . حسام السلطنه فرمودند :
مادام كه با اعيان هرات وارد حضور نگشته تعهد دفع جسارت و رفع خسارت مستقبل افاغنه را نكنند ، شاهد مدعا در آينهء حصول صورتپذير نيست ؛ لهذا شاهزاده محمد رضا با جمعى از بزرگان هرات ادراك خدمت حسام السلطنه نموده ، مستدعى گرديدند كه لشكر دشمن شكر از حوالى هرات كوچيده به غوريان رود .
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص١٧٩