لشكرى شايان و تهيهاى نمايان پرداخته ، مأمور به التزام ركاب حسام السلطنه ساخته روانهء خراسان نمودند .
از آن طرف اميرزادهء نامدار به استظهار رسيدن لشكر ظفر آثار با لشكر همراهى در محاصرهء غوريان ثابت و استوار آمد . شاهزاده محمد يوسف ، شاهزاده محسن برادر خود را با سردار احمد خان قلعه گاهى و جمعى از دليران افغان به امداد غوريان و دستبردى به لشكر ظفر بنيان روانه گردانيد . حسام السلطنه پس از اطلاع ، سامخان ايلخانى را با صفر عليخان شاهسون و جمعى سوارهء ترشيزى و دو عراده توپ به استقبال افاغنه مأمور فرمود . در كنار قلعهء زندهجان بهمديگر دوچار گرديده بىمحابا چون شيران گردن از سلسله تافته ، يا گرازان خشمگين جراحت يافته در هم افتادند .
رايت افراز عرصهء كارزار و نايره افروز آتش حرب و پيكار گشتند . زمانى نشد كه افاغنه را پاى ثبات و قرار از جان بيرون شد ؛ تمامى ما يعرف و دواب و اسباب خود را ريخته به جانب هرات گريختند .
غازيان ظفر توأمان تا دو فرسنگى هرات مركب دليرى به تعاقب هزيمتيان برانگيختند . سردار احمد خان پسر شاه پسند خان و امير جان خان و چند نفر از منسوبان ايشان و تنى چند از اعيان طايفهء اسحاقزائى در ميدان نخستين اسير دلاوران ظفر قرين گشته ، برخى عرضهء شمشير آبدار و جمعى زنده گرفتار ، غنايم بيشمار و اسبان قوى هيكل باد رفتار به حوزهء اكتساب درآمد .
بعد از ظهور اين فتح نمايان سپاه نصرت اقتران ، غوريان را از چهار جانب به سختى در ميان گرفته به حفر مارپيچ و ساختن باستيان و انباشتن خندق مشغول گرديدند .
سردار مجيد خان كه مستحفظ غوريان ، و صهر عيسى خان بود ، چون مقدمهء يورش را عيان در ميان ديد ، ناچار و لاعلاج از در استيمان گراييد .
روز بيست و سيم رجب كلام اللّه المجيد را شفيع خويشتن گردانيد و خدمت امير زاده رسيد ، قلعه را تسليم كرد . حسام السلطنه سعادت عليخان ياور ترشيزى را با سيصد نفر سرباز به حراست غوريان مأمور فرمود ؛ چون اخبار تسخير غوريان به اهالى هرات
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص١٧٨