ظاهر آمد . چهاردهم شهر صفر بعزم دار السلطنهء اسلامبول در جهاز بخار سوار گرديده هفدهم شهر مزبور به ظاهر شهر اسلامبول لنگر انداختند . در فرضهء « 1 » دريا دو نفر امير آخور و شش نفر ركابدار و دوازده نفر فراش پادشاهى و دو نفر جلودار ، از صدر اعظم بايكرأس اسب مخصوص پادشاهى ، و پانزده رأس اسب ديگر به جهت تبعهء سفارت حاضر آمده تجار ايرانى نيز به استقبال حاضر شده ، سفير كبير به سفارتخانه نزول نمود . روزانهء ديگر كامل بيگ از جانب حضرت خوندگار بپرسش آمد ، مراتب اشتقاق سلطان را اظهار داشت .
روز پنجم ورود ، سفير كبير را به باب عالى دعوت نمودند . در منزل قواد پاشا ناظر امور خارجه لحظهاى توقف نموده ، از آنجا به ملاقات عالى پاشاى صدر اعظم شتافت از جناب صدارت لوازم مودت و محبت به عمل آمد . مراسلهء صدر اعظم اين دولت را ابلاغ نموده ، پس از انقضاء مجلس به منزل معاودت كرد . روز سيم ربيع الاول از حضرت شاهنشاه اجل دو رأس اسب خاصه با زين زرين و پانزده رأس اسب ديگر جلوداران اعليحضرت سلطان حاضر ساخته ، سفير كبير و حاجى ميرزا احمد خان وزير و ساير همراهان سوار ، به دربار شاهنشاه عظيم الوقار شدند . حين دخول به سراى پادشاهى كامل بيگ تشريفچى و سعيد بيگ مترجم و عاصم بيگ به راهنمائى و ارشاد ، تقدم جسته دريافت ملاقات قواد پاشا نموده به اتفاق عازم پيشگاه حضور شدند ؛ با ايشيك آقاسى - باشى شرفياب حضور سلطان كه در وسط اوطاق بپاى ايستاده بود گرديدند ، به ملاحظهء اتحاد دولتين و جامعيت اسلام به قانون متداولهء ايران تعظيم نموده ، سفير كبير مأموريت خود را از جانب شهريار جم اقتدار در حضرت خوندگار به مضمونى خوش و عبارتى دلكش معروض گردانيد . نامهء همايون را به معرض ابلاغ آورد .
سلطان ذى شان بدست مبارك گرفته مراسم مودت و مهربانى اظهار فرمود .
سفير كبير و حاجى ميرزا احمد خان وزير و ساير همراهان را قرين اشفاق و الطاف
هامش
( 1 ) فرضه : بندر ، ساحل .