ذكر حقايق أخبار ايل جليل نبيل قاجار ، و بيان مجملى از حالات اسلاف تاجدار شاهنشاه جم اقتدار
طايفهء جلادت شعار قاجار از اجلّهء اتراك دشت قبچاق ، در شيمهء كريمهء شجاعت و دلاورى و شيوهء ستودهء شريعت گسترى ، به طريقهء اثنا عشرى ، مشهور آفاقند . ايام سلطنت سلطان ملك شاه سلجوقى مأمور به ملك روم و در زمان امير تيمور گوركان حسب الحكم مراجعت به اين مرزوبوم نمودند . از به دو سلطنت سلاطين جنت مكين صفويه تا اواسط دولت مروج مذهب پيغمبر حجازى ، شاه عباس غازى ماضى تغمده اللّه بغفرانه ، به ايالت و دارايى بعضى از ممالك محروسهء ايران چون مشهد مقدس و مرو شاهيجان خراسان و قراباغ و بعضى از محالات آذربايجان مباهى و سرافراز بوده در اواخر عهد جمعى از ايشان را به توطن مرو شاهيجان و برخى به توقف ايروان و اكثر در مباركآباد استرآباد و جرجان مأمور فرمود . اين جمع به مناسبت اقامت در حواشى رودخانهء گرگان يا قلعهء مباركآباد به « اوشاقهباش » و « يوخارىباش » معروف گشتند . هر يك از اين دو فرقه به شش تيره موسوم گرديدند . از اوشاقهباش ، قوانلو و عز الدين لو و شام بياتى و قراموسالهلو و زيادلو و داشلو مىباشند و از يوخارىباش ، دولّو و قياخلو و خزينهدارلو و سپانلو و كهنهلو و كرلو است .
در زمان سلطنت شاه سلطان حسين نوبت سردارى اين لشكر ، و امارت اين كشور به فتحعلى خان بن شاهقليخان قوانلو رسيد . در استراباد و حوالى آن خطهء ارم بنياد رايت افراز عرصهء اقتدار آمد ، هنگاميكه پادشاه مرتضوى نژاد در اصفهان محصور طايفهء غليجهء افغان بود با هزار سوار جلادت آثار به اصفهان شتافت . به سعايت حكيمباشى و ملاباشى خدماتش در حضرت پادشاه ناشى موقع قبول نيافت ، سر خويش گرفت و راه استر اباد در پيش ، در حين فرار شاه طهماسب ثانى از اصفهان و توقف در شاهرود و بسطام خراسان مجدد به عزم خدمت دولت به بسطام رسيد و در اين نوبت به سپهدارى لشكر پادشاهى سرافراز گرديد .
در آن حيص و بيص ندرقلى بيك افشار از كلات به اردو آمده صاحب اختيار شد ،