ناصر دين و دول آرايش ملك و ملل * ناصر الدين شاه غازى خسرو مالك رقاب
رسم اين جشن نوآئين كرد شاه دينپرست * آنكه چون ذات خرد ملكش مصون از انقلاب
همچو نوروز جلالى شايد اراين عيد را * خلق عيد ناصرى خوانند بهر انتساب
هم در اين سال گل محمد خان بلوچ در قلعهء اپرند جان سر به طغيان و عصيان برآورد . محمد حسنخان سردار حكمران كرمان ، نصر اللّه خان ياور را با جمعى از لشكر فتح اثر به تأديب گل محمد خان و تسخير قلعهء اپرندجان مأمور داشت . ياور به انجام خدمت مرجوعه اقدام ورزيده جمعى از اهالى قلعه مقتول و آنجا را به حيطهء تصرف كشيد .
هم در اين سال شاهزاده عبد الصمد ميرزا برادر كهتر شهريار تاجور به ايالت قزوين و حاجى حسنعليخان خوئى به پيشكارى ، قرين سرافرازى آمدند و حكومت تويسركان و ملاير به شاهزاده سيف اللّه ميرزا تفويض يافت . اميرزاده حشمة الدوله به حكمرانى دار السلطنهء اصفهان شتافت .
هم در اين سال عباسقلى خان پسيان ، به حكومت شاهرود و بسطام مأمور گرديد .
بعد از ورود به مقر حكمرانى به تقديم لوازم خدمت محوله پرداخت . چون چندى گذشت با حاجى مير هاشم بسطامى كه از معارف نامى آنجا بود به سببى از اسباب رنجيدهخاطر گشت . اين كدورت و نقار باعث رنجش اكثر اهالى آن ديار گرديد .
بالجمله حاجى مير هاشم و قربان خان يوزباشى گودارى عزيمت دار الخلافه نمودند . چنان واقع شد كه مقارن خروج ايشان محمد قليخان حاكم تربت كه از دار الخلافه عازم خراسان بود ، به شاهرود ورود مىنمود . عباسقلى خان به ملاقات و استقبال مشار اليه رفته بود . هنگام مراجعت به بسطام مسافرين دار الخلافه را در عرض راه ديدار كرد . گفتگو در ميانه حاصل آمد ، از مكالمت ، كار به مقاتلت كشيد . نظر باينكه اهالى بسطام را عدتى بود ، مشار اليه را به ضرب گلوله و شمشير مقتول نمودند . چون اين