تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 15

مساهمون:

صمقدمه ١٥
ميرزا ابو الحسن مشير الملك شيرازى و ميرزا فتحعلى خان صاحب ديوان كه در عهد سلطنت ناصر الدين شاه مقامات مهم يافته‌اند ، و مؤلف ظاهرا از قبل آنها حمايت و رعايت مىديده است . درين قسمت فصل مربوط به شعرا مفصل‌تر و حاوى زبده‌اى از اشعار هر شاعر و مرتب بر حروف تهجى تخلص آنهاست . شرح احوال بسيار مختصر مؤلف را مؤلفان فارسنامهء ناصرى ، آثار عجم ، ريحانة الادب ، دانشمندان و سخن‌سرايان فارس متذكر شده‌اند و اينجا با استفاده از مندرجات كتب مذكور در فوق و مطالبى كه حقايق‌نگار در آثار خود مندرج ساخته است ، به بيان اجمالى ترجمهء او مىپردازد . پدرش ميرزا محمد على نام داشت و نام نيا و اجدادش بدين ترتيب است : ميرزا ابو الحسن فرزند ميرزا محمد بيگ فرزند ميرزا على بيگ فرزند حاج ميرزا حسين فرزند حاج ميرزا على فرزند حاج ميرزا حسين خورموجى است و بنابر ضبط صاحب فارسنامه در خورموج كه يكى از قراى دشتستان است ، امور ضابطى و كلانترى را عهده‌دار بوده‌اند . او نيز تا سال 1258 همين منصب را در خورموج داشت تا اينكه حاجى خان ، حكمران دشتى ، ميرزا را از شغل ضابطى خورموج معزول كرد . ميرزا جعفر به شيراز آمد و به امارت ديوانخانه عدليه منصوب شد . تا آنكه در سال 1276 قمرى به نحوى كه خود در مقدمهء كتاب حاضر مىنويسد ، به طهران آمد و از طرف ناصر الدين شاه به نوشتن تاريخ سلطنت مأمور و در سال 1277 ه . ق به حقايق‌نگار ملقب شد ( ص 267 ) . اما چون كتاب را به پايان آورد و نشر شد ، چنان كه بايست مقبول طبع پادشاه واقع نشد و موجب شد كه مؤلف از وطن مألوف به عراق عرب هجرت كرد و به طورى كه نوشته‌اند در سال 1301 قمرى همانجا درگذشت . مؤلف در جلد دوم كتاب حاضر مىنويسد : « در سال 1280 - حسام السلطنه والى فارس عريضه‌اى مشعر بر شكايت از مؤلف به پادشاه مىنويسد كه وصول اقساط ديوانى شهر و بلوك موقوف به رجعت خورموجى است ، و چون عريضه را از نظر شاه مىگذرانند حكم مىشود كه پنج نفر او را به فارس ببرند و با اينكه به وساطت چند