مير احمد خان جمعى از تركمانان را با خود متفق ساخته به نهب و غارت و آزار و اذيت ساكنين مرو پرداخت . چون زمان اين آشوب و انقلاب امتدادى يافت ، اهالى مرو به بليّهء قحط و غلا مبتلا شدند . جمعى از رؤسا و ريشسفيدان خود را روانهء ارض اقدس ، خدمت حسام السلطنه ساختند . اميرزاده چند نفر معارف ايشان را به رسم گروگان در دار الملك خراسان مأمور بتوقف فرموده ، پس سه فوج سرباز خراسانى و پانصد سواره و شش عراده توپ و خمپاره به سركردگى اسماعيل خان سرهنگ برادر عباس قليخان ميرپنجه به اعانت مرويان و توقف آنجا امر نمود .
خود حسام السلطنه نيز به آق دربند آمد ، لشكر مأموره را پشتبند شد . بعد از ورود قشون به مرو خود به مشهد مقدس مراجعت نمود . حسب الاحضار اولياى دولت ابد بنيان به دار الخلافهء طهران آمد . همچنين در اين سال سردار سلطانعلى خان از جانب والد خويش كهندل خان ، حاكم قندهار از طريق كرمان به دار الخلافهء طهران آمد .
روز ورود محض ظهور عاطفت از جانب امناى دولت قوى شوكت محمد خان ميرپنجه و محمد حسنخان نايب ايشيك آقاسىباشى با جمعى از سرتيپان و سرهنگان وى را پذيره شده ، خدمت صدر اعظم رسيد . سه روز بعد بحضور مهر ظهور خديو معدلت دستور سرافراز گرديد . عريضه و پيشكش پدر خويش را از نظر انور گذرانيد . مورد الطاف و اشفاق شده به لقب مظفر الدوله سرافرازى يافت . حسب الاستدعاى ايشان ميرزا رضى خان كردستانى ، از تربيتيافتگان مدرسهء دار الفنون ، با يكهزار قبضه تفنگ و چهار هزار تومان وجه نقد مأمور به قندهار گرديد ، كه به قدر امكان از جوانان جنگجوى قندهار سرباز انتخاب نموده به مشق قوانين نظام تعليم دهد ، و قواعد سربازى آموزد ؛ پس به دار الخلافهء طهران كوچ دهد كه چون ساير لشكريان دولت به خدمات مرجوعه اقدام ورزند . مظفر الدوله در اين باب ملتزم و متعهد گرديده وثيقهاى سپرد و به اتفاق مشار اليه به قندهار مراجعت نمود . ميرزا رضى خان بعد از ورود به قندهار مشغول به انجام اين مدعا گرديد . قريب به يكسال در آنجا به مشق و تعليم نوكر قندهارى مشغول بود . چون اتمام عمارت اين تأسيس خلاف خاطرخواه دولت انگليس بود ، به اختلال اين كار چند
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص١٢٢