خود را به نوا « 1 » سپرد ، و همچنين تركمانان مروى متعهد حراست حدود و ثغور خراسان گرديدند . عليخان سيستانى بتوسط اميرزاده حسام السلطنه از كارگزاران دولت ظفر رايت مستدعى « علم شير و خورشيد » كه نشان دولت عليهء ايرانست گرديد ، كه در دار الحكومهء خود برپا و علامت رعيتى و اطاعت بدولت عليه را ظاهر و هويدا دارد .
حسب الاستدعاى مشار اليه ، امير علم خان قاينى و حسن خان جليلوند ، بيدق شير و خورشيد دولتى را به سيستان برده در قلعهء سهكوهه كه محل اقامت عليخان بود نصب آمد . پسران عليخان و دوست محمد خان و ابراهيم خان سيستانى را به رسم گروگان به خراسان آوردند . از آنسو لشكر قندهار بعزم هرات چنان كه مرقوم شد ، چون به فراه و اسفرار رسيد ، كهندلخان نيز على التعاقب وارد گرديد . با كمال استعداد رو بجانب هرات نهاد . چون به پل مالان وارد شد ، ظهير الدوله در مقام مدافعه به مقابله و مقاتله درآمد . حربى صعب روى داد . پس از گيرودار هزيمت به لشكر قندهار افتاد ، تا فراه و اسفرار عنان باز نكشيدند . ظهير الدوله برادر خود محمد صديق خان را با جماعتى از اعاظم افغان و پيشكشى شايسته روانهء دار الخلافهء قاهره گردانيد .
بعد از ورود و شرفيابى به تقبيل سدّهء سنيّهء مسعود در شهر ربيع الثانى همگى به خلاع فاخره مخلع ، در نهايت اميدوارى و نيل مقصود معاودت به وطن معهود نمودند .
هم در اين سال اميرزاده مؤيد الدوله به دار الخلافه احضار گرديد . دار الامان كرمان به محمد حسنخان سردار ايروانى ، و محمد يوسف خان خلفش كه از جانب مادر منتسب به خانوادهء سلطنت و خود نيز اختر برج جلالت و مكرمت است ، به منصب سرتيپى افواج كرمان قرين عنايات شاهنشاه ايران آمد . محمد ابراهيم خان يزدى حكومت كاشان يافت . امير علينقى خان طبسى به ايالت آن سامان شتافت . اسكندر خان به حكومت مرند سربلند گشت .
و هم در اين سال ميرزا سعيد خان كه مهام خارجه را دبير و مقبول خاطر هر برنا و پير ، و به پاك فطرتى و سلامت نفس مسلّمى صغير و كبير است ، به منصب وزارت دول
هامش
( 1 ) نوا : گروگان .