تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
به نشان تمثال همايون و جبّه‌اى كه اطراف آن به مرواريد و جواهر ابدار ترصيع يافته بود تشريف فرمود . اعيان و فرستادگان قبايل هزاره همچون محمد حسينخان و ولى خان و عبد الحميد بهادر هزاره و صيد علا خواجه فرستادهء والى ميمنه و عبد الكريم بيك فرستادهء ابراهيم خان تايمنى و مراد خان بيك فرستادهء ابراهيم خان فيروز كوهى و همچنين جمعى كثير از رؤساء تركمان تكه و يموت و كوكلان كه در دار الخلافهء طهران با پيشكش و عرايض از حكمرانان خود حاضر بودند ، به خلاع فاخره مخلع شده پس از استرخاص هريك به ديار خود رهسپار شدند . حكومت عراق به ميرزا يوسف مستوفى الممالك عنايت گرديد . و حكومت قزوين به خسرو خان گرجى تفويض رفت . اميرزاده محمد رحيم ميرزا به ايالت خوى سرافراز شد . اميرزاده امام قلى ميرزا عماد الدوله به حكومت كرمانشاهان مفتخر آمد ، با جمعى از اعيان كرمانشاهان ، كه حسب الامر كارگزاران ديوان متوقف دار الخلافهء طهران بودند حسب الاستدعاى اميرزاده رخصت معاودت به كرمانشاهان يافته بالاتفاق عازم وطن مألوف گرديدند . چون در انتظام حدود و ثغور فتورى حاصل بود عماد الدوله با لشكر آراسته تا اراضى ذهاب ، ذهاب نموده و نظمى كامل به روى كار آورده دفع ما يقال نمود ، آنگاه ملا على اصغر نام كه از داعيان ميرزا على محمد باب بود به لطايف الحيل به دست آورده به دار الخلافه فرستاد ، و همچنين تيمور نامى از قبيلهء كوران كه مدعى نيابت حضرت صاحب الزمان بود و عوام كالانعام را به متابعت و مبايعت خويشتن طلب مىنمود . جمعى را غفلتا به گرفتن وى مأمور داشت آن را گرفته به كرمانشاهان آوردند ؛ حين ورود روانهء ديار عدمش فرمود . پس از انتظام اين امور در مقام اخذ ماليات ديوانى و تقديم ساير خدمات سلطانى مشغول گرديد . در روز بيست و هشتم شوال اين سانحهء حيرت‌فزاى جسارت جماعت بابيه روى داد . ملخص اين مقال اين‌كه ملا شيخعلى كه يكى از داعيان باب و ملقب به حضرت عظيم بود به دار الخلافهء تهران آمده روى به ضلالت عباد نهاد و جمعى را به متابعت خويش درآورد و با ايشان پيمان در ميان نهاد كه بامداد جمعه در مسجد جامع حاضر شوند ، اولا امام جمعه را در مسجد به شهادت رسانيده پس متوجه ارك پادشاهى گردند . اين شور و اتفاق هنگام صدارت