تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
برآمده به قريهء نياوران شميران شتافتند . در گوشه‌اى مقام گرفته منتظر مجال و فرصت آمدند . شاهنشاه اسلام‌پناه در آن اوقات تشريف‌فرماى نياوران بود . صبح بيست و هشتم شوال خديو بيهمال عزيمت شكار فرموده على الرسم خروشيدن توپ اخبار به فلك دوّار رسيد . ملازمان درگاه و آن جماعت روسياه ؛ آنان بعزم التزام خدمت و اينان به قصد جسارت حوالى سراى سلطنت حاضر شدند . بعد از انقضاء دو ساعت و نيم از روز ، شهريار دشمن‌سوز چون خورشيد عالم‌افروز از كرياس سپهر مماس بيرون خراميده بر زين اشهب زرين ستام آرام گرفت . جمعى از مقربان حضرت و كارگزاران دولت چون صدر اعظم و نظام - الملك و مستوفى الممالك و ايشيك آقاسىباشى و امير آخور كه حاضر درگاه بودند با جمعى از عمله و فراش ملازم ركاب شدند . اعليحضرت ظل اللهى به ملاحظهء حشمت صدارت ، صدر اعظم را اولا از ركاب حكم به رجعت ، سايرين هنوز در ركاب حاضر بودند كه سه نفر از آن جماعت از خدا بى خبر از پناه ديوار و اشجار بيرون دويده به رسم دادخواهان استعانت نمودند . يكى از رفقاى سه‌گانه كه از اهالى نيريز بود ، بىمحابا و حفظ طريقهء ادب قصد قرب حضور مبارك نمود . ملتزمين ركاب هى بر وى زدند و به التزام ادبش امر نمودند . چون ممانعت را ديد و از نزديك‌شدن زياده از آنچه دست داده بود مأيوس گرديد ، طپانچه‌اى كه در زير بالاپوش مىداشت برآورده به جانب وجود مبارك سرداد . گلوله خطا نمود ولى آشوب و انقلاب در ملتزمين ركاب و سواران همراهان روى داده به هم برآمدند . در اين اثنا رفيق ثانى بيرون تاخت . نعره‌زنان طپانچهء ديگر رها ساخت از آنجائى كه حفظ الهى حافظ و نگهبان وجود شاهنشاه رؤوف مهربان بود گلوله رد گشت ، يكنفر از ملازمان ركاب دشنه بر دهان نحسش زد ، با اين جراحت طپانچهء خالى را از دست داده خنجر از كمر كشيده به قصد مقصود خويش حمله‌ور گرديد ؛ چند نفر را مجروح گردانيد تا آن كه به دركات جحيم و اصل گرديد . در اين حيص و بيص رفيق ثالث از مقابل بيرون تاخت ذات اقدس شاهنشاهى را هدف گلولهء طپانچه ديگر ساخت . آن هم به سپردارى