ابهت ، « 1 » بنت خاله من ، سلطان خانيم كه خواهر مادر پدرى خان بود به شاه محمد سلطان كه اين هر دو درّ يتيم صدف خانى و گوهر معدن خاقانى بودند در رشته ازدواج انتظام دادند . 593 اكابر اعزّه و اغرّه اكابر به دعاى خير دست خواهش برآورده فاتحه اخلاص را به لسان صدق خواندند و عورات معظمه و خواقين مكرمه لوازم زفاف را به تقديم رسانيدند . « 2 » در آن ايام بنده ، خانه عمارت كرده بودم ، به آنچه ميسر بود تكلف نموده ، « 3 » فضلا تاريخها گفته بودند . « 4 » اين يك تاريخ به خاطر مانده است ؛
نظم :
اين خانه كه مىدهد ز فردوس خبر * در روى زمين مثال او نيست دگر
تاريخ بناى اين خجسته منزل * هر دو شده « با دولت ميرزا حيدر » « 5 » 594
براى اين دو طوى نيز شعرا تاريخها يافته بودند اما به خاطر نمانده است .
آغاز وحشت و ذكر مناقشه كه ميان خان و ميرزا خان واقع شد و لشكر كشيدن خان بار اول بر سر بدخشان
در تابستان 595 اين زمستان خان به بدخشان لشكر كشيد . سبب آن بود كه در ذكر احوال ميرزا ابابكر گذشت كه در آخر زمان خسرو شاه ، ميرزا ابابكر بعضى از هزارجات بدخشان كه بالا دست است مثل ساريغ چوبان و غوند و پرواز و يرخ و پسار و شيوه شيغنان 596 را تصرف نموده بود . قبل از آنكه خسرو شاه در آن باب فكرى تقديم نمايد ، شاهى بيگ خان بر وى استيلا يافت . بعد از آنكه شاهى بيگ خانيان ضبط ممالك محيطه خسرو شاه كردند در بدخشان مير هزاران گردن اطاعت را در ربقه رعيتى اوزبك ننهادند .
چند جنگ شد ، بر اوزبك استيلا يافتند . در آن [ ايام ] « 6 » هرچه از تنگ بالاى بدخشان ( 242 ر ) بود ميرزا ابابكر به تمام متصرف شد .
بعد از آنكه ميرزا خان در بدخشان استيلا يافت ، به مكاوحت اوزبك درمانده بود .
هامش
( 1 ) . نگ : - آفتاب عفت و . . . ابهت .
( 2 ) . نگ : - اكابر اعزّه . . . رسانيدند .
( 3 ) . نگ : - به آنچه . . . نموده .
( 4 ) . نگ : + فصل شصت و چهارم .
( 5 ) . نگ : - اين يك تاريخ . . . ميرزا حيدر .
( 6 ) . نب : - ايام .