تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ رشيدى ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
[ نموده ] و امرا در آن باب گفت و گوى كردند ، چنانچه رسم و تورهء قديم همه اهل مناصب را مناسب حال نصب فرمودند . نظم :
وثاق مدور بسان سپهر * سپهرى پر از ماه و ناهيد و مهر
درون و برونش مغرق به زر * مرصع به ياقوت و در و گهر
روزها به جمعيت امراء عاليمقدار و سران و اعيان سردار به آيين قديم خواقين گردون اقتدار ، بزم‌ها مىآراستند . نظم :
در آن بزمگه شادى آراستند * مهان را بخواندند و مىخواستند
نمودند مهر و فزودند كام * گزيدند يار و گرفتند جام
و شبها زمره خواص و اصحاب اختصاص در بزم خاص كه زهره در فلك از شوق آن بزم رقاص بود و قمران بالاى آسمان بر آن بزم نگران مخصوص گشته از دست كرشمه ساقيان شيرين كار ، باده تلخ چون شربت شيرين مىخوردند و فرهادوار بيهوش سر در پاى يكديگر نهادند ، نظم :
هوا گشت از دور غور آبنوس * زمين چون لب دلبران جاى بوس
جهاندار صاحب قران كامران * به نيروى دولت به بخت جوان
زر و جامه و گوهر شاهوار * ببخشيد بيرون ز حد شمار
بدين گونه چندى به بزم شهى * همى كرد هر روز گنجى تهى
چون مدت‌ها بدين نسق عيش و كامرانى نمودند تمام اسباب اين خطبه در اين چند روز مهيا شد . مجلس آراستند مملو به اكابر عظام و موالى ذوى الاحترام . « 1 » اعيان حضرت و اركان دولت همه حاضر گشتند . اولا مخدره بطن عفت « 2 » بنت عمّم « 3 » را به ايمن خواجه سلطان عقد نكاح بستند ( 241 پ ) بعد از آن آفتاب عفت و اورنگ نشين عصمت و
هامش
( 1 ) . نگ : - تمام اسباب . . . الاحترام . ( 2 ) . نگ : - مخدره بطن عفت . ( 3 ) . نگ : خان .