شوق گل هزار دستان پرداخته ؛
نظم :
چون لاله يافت بر طرف جويبار يار ( 236 ر ) * گلبانك بلبلان آمده صوت هزار زار
شمع جمال شاهد گل وقت صبحدم * در جان بلبلان زده از هر كنار نار
چون فصل گل به كمال رسيد « 1 » از وقت جلوس تا آن وقت كه قريب به دو سال بود در ارك ياركند زمستان و تابستان مىبودند اما چون خواطر كيميا مآثر از اطراف و اكناف به كلى فارغ شد به فحواى اين عمل نمود كه ؛ « 2 »
نظم :
چون نمايد لاله خود روى روى * صحن بستان گير و لب جوى جوى
بزم با گلها دمى دمساز ساز * راز با شيرين لب خوش گوى گوى « 3 »
خان از شهر به گل باغ كه از عمارت معتمديه ميرزا ابابكر است تحويل فرمود .
بيت :
دوش بر طرف چمن زمزمهء فاخته بود * قمرى از پرده عشاق نوا ساخته بود
چون اعتدال ايام بهار به حرارت تابستان محرور المزاج 568 شد ، امزجه را از اين حرارت چاره جز التجا به پاى درخت بردن نماند . از اين حرارت هر كجا خامى بود پخت . سپاهى و رعيت در كمال رفاهيت ، اركان دولت و اعيان حضرت در عين عظمت و ابهت . فلاجرم هر سرى را سودايى و هر سودايى را سر پيدا شد و اطراف و حواشى امرا و كنكاشى براى كنكاش در كرياس خاقانى و بارگاه خانى جمع شده به عرض رسانيدند كه امروز بعون اللّه تعالى ، قوت بازوى دولت با پست كردن اعدا وافى است و انعدام اعدا را يك حمله كافى اگر در اين محل بندگان حضرت ، انتقام از اعدا نگيرند ، كى توانند گرفت و عدو را معدوم نسازند كى توانند ساخت ؟
نظم :
ابواب مفاتيح به مفتاح تفضل * بگشاى كه گر تو نگشايى كه گشايد
زنگ غم و اندوه ز دلهاى حزين را * بزداى كه گر تو نزدايى كه زدايد
هامش
( 1 ) . نگ : - خيمه سلطان گل . . . رسيد .
( 2 ) . نگ : - به فحواى . . . كه .
( 3 ) . نگ : - نظم چون نمايد . . . گوى .