رخسار مراد از شكن زلف موافق * بنماى كه گر تو ننمايى كه نمايد « 1 »
فلاجرم خان را داعيه قديمه صورت تجديد يافته يارليغ لازم الاتباع شرف نفاذ ( 236 پ ) انجاميد كه آذوقه آماده و عسكر مهيا گردد . در اواخر تابستان 569 عنان عزيمت به سوى اندجان و حرب سيونجك خان معطوف گردانيده لشكر تام در كاشغر جمع آمد . از آنجا به جمعيت تمام روان شدند . چون به آتوبون « 2 » باشى رسيدند خان كار شكار را شعار خود ساخته در امور آن يارليغها با قدغن رفت . 570 دوم روز جرگهها به هم برآمدند .
نظم :
جهان جوى مىشد چو غرنده شير * جَهاندِه هزبر شكارى به زير
بر آن صيد گه چون گذر كرد شاه * معنبر شد از گرد او صيد گاه
شكار افكنان با ظفر هم قرين * ز قوجقار 571 خالى شد آن سرزمين « 3 »
بعد از فراغ شكار از آنجا گذشت . طرف جنوبى چادركول مضرب خيام دولت انجام شد در آنجا خبر رسيد كه باباجاق سلطان مىآيد . سبب آمدن او آن بود كه اول بهار كه به منصور خان ملاقات كردند باباجاق سلطان كه برادر مادر پدرى منصور خان بود در لشكرگاه منصور خان سر بود ، بنابر آن ملازمت خان او را ميسر نشد . چون تير ماه شد از منصور خان رخصت حاصل كرد كه اگر به ملازمت برادر بزرگوار سلطان سعيد خان رفته نشود ، سوء ادب ظاهر گردد ، منصور خان رخصت داده بود از موطن خودش كه باى و كوسن باشد روان شده آمده بود .
چون به حدود كاشغر رسيد خبر يافت كه خان به عزيمت اندجان و جنگ سيونجك خان متوجه شده گذشت كه وى نيز متعاقب رانده بود ، در چادركول رسيد . خان را نيز استيلاى شدت شوق برادرى به سلسله عطوفت متحرك گشته هرچند باباجاق سلطان به سال خرد بود ، استقبال نموده در كنار گرفت و انواع عطوفت برادرانه و صنوف وظايف پدرانه را در حق او مبذول داشته فرمود : « 4 »
زهى ز آمدنت بخت مرحبا كرده * ز شوق روى تو گل پيرهن قبا كرده ( 237 ر )
هامش
( 1 ) . نگ : - نظم ابواب . . . نمايد .
( 2 ) . نگ : تويون .
( 3 ) . نگ : - نظم جهان جوى . . . سرزمين .
( 4 ) . نگ : + بيت .