آنچه منصور خان گفته بود شرح مىداد و اظهار تاثير مفارقت مىكرد . از اين صلح تمامى سپاهى و رعيت ، بلكه كافهء انام در امنيت و رفاهيت ، هر كس پى سامان كار و مرتب روزگار « 1 » فارغ البال و مرفه الحال مشغول به دعاى اكمال دول و ابعاد خلل اشتغال نموده و فضلاء تلامذه كه در ركاب سعادت مناب بودند ، تاريخها گفتند از آن جمله « دو لشكر بنشاط » يافته بودند « 2 » و همين تاريخ به خاطر مانده است . « 3 »
ذكر مراجعت خان از آشتى و آنچه بعد از آن واقع شده و ملازمت كردن باباجاق سلطان
چون خان متوجه ياركند شد ، سونگتاش كه از اوچ سه روزه راه طرف كاشغر است در اينجا از لشكر جدا شده به ايلغار [ روان شدند . از سونگتاش به شش روز به ياركند رسيدند . اهل بزم ] « 4 » بار ديگر آهنگ عشرت راست كردند و نواى عيش را در مقام فراغت ساز .
بيت :
ساقيا باده بيار و قدح و پيمانه * كامد آن شاه سفر كرده به دولت خانه
و به آن سان كه سابقا تقرير رفته است كه « 5 » هر كس كه فراخور حال خود به عيش و عشرت مشغول گشتند . ع : هر كسى موسم گل گوشهء باغى دارد ، نزول اجلال خان درى ياركند وقتى واقع شد كه شهنشاه فلك چهارم تخت سلطنت را در خانهء ثور 567 گذاشته بود و سلطان گل خيمه در صحرا زده .
بيت :
خيمه سلطان گل بر سبزه و صحرا زدند * خيز تا آنجا رويم از دست غم دادى كنيم
ابر زين سان سايبان بر طارم مينا كشيده لاله چتر لعل بر فرش زمردگون زده ، سايبان اوراق در صحن چمن سر برافراخته قمرى و فاخته در عشقبازى با هم ساخته ، بلبل از
هامش
( 1 ) . نگ : - هر كس . . . روزگار .
( 2 ) . نگ : + فصل پنجاه و نهم .
( 3 ) . نگ : - و همين . . . است .
( 4 ) . نب : - روان . . . بزم .
( 5 ) . نگ : - بيت ساقيا باده . . . است كه .