و حجرهء او مدتها معطل ماند . بعد از اين به چندين سال شهرت او در خراسان پيدا شد . « 1 »
ذكر مولانا نظام الدين خاموشى « 2 »
اين كمينه از بزرگى مقبول القول استماع دارم كه فرمود كه مولانا نظام الدين پيش از آنكه به دولت ارادت خواجه علاء الدين مشرف شوند در غايت تقوى و نزاهت مىبودند و هميشه ( 120 پ ) در جاكر 86 در مسجد فقها مىنشستهاند و متوجه به روحانيت شيخ ، در پس پنجره ظاهر مىشد چنان كه كسى خرجى در كشيده باشد ، افاده و استفاده مىفرمودهاند . بعد از آنكه خدمت مولانا به صحبت خواجه رسيدهاند « 3 » ، مىفرمودهاند كه اگر ما در آن مرتبه مقيد مىماندهايم « 4 » - نعوذ باللّه - مشكل كه ايمان به سلامت ماندى .
در آخر ما را معلوم شد « 5 » از ايشان خوارق عادات و انواع كرامات بسيار ظاهر شده است و در نفحات مسطور است . « 6 »
و بعضى ديگر حكايات مولانا نظام الدين در ضمن تذكرهء حضرت خواجه خواهد آمد .
ذكر خواجه علاء الدين عطار - عطّر اللّه تربته « 7 » -
ايشان از متمولان اهل بخارا بودهاند « 8 » و در پاكيزگى بغايت مىكوشيدهاند . اين كمينه از يكى از فرزندان ايشان شنيدهام كه مىفرمودند كه خواجه علاء الدين كه به ملازمت خواجه بزرگ ، بهاء الدين نقشبند - قدّس اللّه روحه العزيز - « 9 » مشرف شدهاند ، داعيه عظيم و طلب بىحد در باطن ايشان پيدا شد . التماس قبول نمودهاند . خواجه فرمودهاند كه اگر مىخواهى كه ما تو را قبول كنيم به سلاخخانه مىبايد رفت و شكم گاو را درونش را بيرون گردانيده بر سر مانده مىبايد آمد .
هامش
( 1 ) . نگ : - صغير السن بودهاند . . . شد .
( 2 ) . نت : + قدّس اللّه سرّه .
( 3 ) . نت : رسيدند .
( 4 ) . نت : مىماندم .
( 5 ) . نگ : - در پس پنجره . . . شد .
( 6 ) . نگ : + مراجعت از گريز .
( 7 ) . نت : رتبته .
( 8 ) . نت : بودند .
( 9 ) . نت : قدّس اللّه سرّه .