چنان كه پير هرى ، زبدهء انصاريان - روّح اللّه بروح العيان - پير هرات ، صاحب مقامات مقبول حضرت بارى ، خواجه عبد اللّه ( 119 ر ) انصارى - عليه الرحمة - مىفرمايد كه جهدى كن كه از دوستان وى باشى و اگر نتوانى از دوستان دوستان « 1 » وى باشى و اگر نتوانى هرگاه كه « 2 » سخن اين طايفه شنوى اگر چه تأثيرى نكند . ، سرى مىجنبان و اگر اين نيز نتوانى به دشمنى ايشان برآى ، زيرا كه بسيارى در صورت دشمنى برآمدند ، چون به نزديك ايشان رسيدند « 3 » در لباس دوستى درآمدند . يعنى به هر حال كه باشد ، گرد ايشان گرد و از ايشان دور مرو ، چنان كه بسيارى از صحابه كرام قبل از اسلام به دشمنى سيّد انام - عليه السلام - آمدند ، از صفاى صحبت آن حضرت ، دشمنى به دوستى و كفر به اسلام و ظلمت به نور مبدل شد و همچنين بسيارى از منكران براى انكار پيش بزرگان رفتند ، آن انكار ايشان عين اين كار « 4 » شد . مؤيد اين معنى در كتب « 5 » اين طايفه حكايات و روايات بسيار است . پس اگر چه از آن جمله نتوانستيم كه باشيم ، بارى داخل مداحان و واصفان ايشان « 6 » باشيم و حق آن است كه اين نيز دولت بزرگ است . دست هر كوتهدستى بر دامن اين دولت نمىرسد .
تفكر و تخيل به تذكرهء اين طايفه بسى بهتر از كارهاى ديگر مىنمايد .
بيت :
من و فكر تو چه بينم به جمال دگران * هم خيال تو مرا به ز وصال دگران « 7 »
چون حد كمينه به آن نمىرسد كه در ذكر آن طايفه خبرى جداگانه تواند تسويد نمود ، فلا جرم آنچه در اين « مختصر » تقريب سخن اين طايفه پيدا شود ، فى الجمله تيمنا و تبركا ، « 8 » سطرى چند مرقوم گردد خورسندى خاطر و تسلى باطن .
رباعى : « 9 »
جانا لبم از ذكر تو خاموش مباد * ياد تو ز خاطرم فراموش مباد
هر جا ز شمايلت حديثى گذرد * ذرات وجود من به جز گوش مباد
هامش
( 1 ) . نت : - دوستان .
( 2 ) . نت : + اين .
( 3 ) . نت : رسيدهاند .
( 4 ) . نت : + ايشان .
( 5 ) . نت : كنف .
( 6 ) . نت : - ايشان .
( 7 ) . نگ : - و از بركات تذكره . . . دگران .
( 8 ) . نگ : - فى الجمله . . . تبركا .
( 9 ) . نت : - رباعى .